حسن سيد اشرفى

534

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

صفات ) بر حقيقت ، پس همانا مبدأ در آنها ( صفات ) و اگرچه مىباشد ( مبدأ صفات ) عين ذات او ( خداوند ) متعال خارجا ( در خارج ) مگر آنكه همانا آن ( مبدأ ) غير ذات او ( خداوند ) است مفهوما . و از اين ( كافى بودن مغايرت مفهومى ) روشن شد آنچه كه در فصول است از ملتزم شدن به نقل يا مجازيّت در الفاظ صفات جارى بر او ( خداوند ) متعال بناء بر حقّ بودن از عينيّت ، به دليل عدم مغايرت داشتنى كه معتبر بوده به اتّفاق ، و اين ( انقداح ) بنا بر آن چيزى است كه دانستى از كفايت داشتن مغايرت از جهت مفهوم ، و اتّفاقى نيست بر معتبر بودن غير اين ( مغايرت مفهومى ) اگر نگوييم به حاصل شدن اتّفاق بر معتبر نبودن آن ( غير مغايرت مفهومى ) چنان كه مخفى نمىباشد ، و هرآينه دانستى ثبوت مغايرت اين‌چنينى ( مفهومى ) بين ذات و مبادى صفات . [ پنجم : اختلاف در اعتبار قيام مبدأ به ذات در صدق مشتقّ ] پنجم ( از امور باقيمانده ) : آن است كه همانا واقع شده است اختلاف بعد از اتّفاق داشتن بر معتبر بودن مغايرت - چنان كه دانستى - بين مبدأ و آنچه ( ذاتى ) كه جارى مىشود برآن ( ذات ) مشتقّ ، در معتبر بودن قيام مبدأ به آن ( ذات ) در صدق كردن اين ( مشتقّ ) بر نحو حقيقت ، و هرآينه استدلال كرده است شخصى كه قائل شده است ( شخص ) به معتبر نبودن ( معتبر نبودن قيام مبدأ به ذات ) به صدق كردن « ضارب » و « مؤلم » با وجود قائم بودن ضرب و الم به واسطهء مضروب و مؤلم با فتح . و تحقيق ، آن است كه همانا سزاوار نيست اينكه شكّ كند شخصى كه باشد ( شخص ) از صاحبان عقل در اينكه همانا معتبر مىباشد در صدق كردن مشتقّ بر ذات و حمل آن ( مشتقّ ) بر اين ( ذات ) از متلبّس بودن به مبدأ به نحو خاصّ بنا بر اختلاف انحاء آن ( تلبّس ) كه ناشى بوده از اختلاف موادّ گاهى و اختلاف هيئتها بار ديگر از قيام به نحو صدور يا حلول يا وقوع برآن ( ذات ) يا در آن ( ذات ) يا انتزاع آن ( مبدأ ) از اين ( ذات ) از جهت مفهوم ، با وجود اتّحادش ( مبدأ ) با آن ( ذات ) خارجا ( در خارج ) ، چنان كه در صفات