حسن سيد اشرفى

535

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

او ( خداوند ) متعال است ، بنا بر آنچه ( بيانى ) كه اشاره كرديم به آن ( بيان ) جلوتر ، يا با عدم تحقّقى مگر براى منتزع عنه چنان كه در اضافات و اعتباراتى كه نيست تحقّقى بر آنها ( اضافات و اعتبارات ) ، و نمىباشد به مقابل آنها ( اضافات و اعتبارات ) در خارج ، چيزى و مىباشند ( اضافات و اعتبارات ) از خارج محمول نه محمول بالضّميمه . پس در صفات او ( خداوند ) كه جارى بر او ( خداوند ) متعال بوده ، مىباشد مبدأ مغاير براى او ( خداوند ) متعال از جهت مفهوم ، و قائم است به او ( خداوند متعال ) از جهت عينيّت ، ولى آن ( قائم بودن به نحو عينيّت ) به نحوى از قيام است نه به اينكه باشد اينجا ( حمل صفات بر ذات خداوند متعال ) دوئيّتى و باشد آنچه كه در مقابل آن ( مبدأ ) بوده غير ذات ، بلكه [ مىباشد قيام ] به نحو اتّحاد و عينيّت ، و مىباشد آنچه كه در مقابل آن ( مبدأ ) بوده عين ذات . اطلاع نداشتن عرف بر مثل اين تلبّس از امور پوشيده ضرر نمىزند ( عدم اطلاع عرف ) به صدق كردن آنها ( صفات ) بر او ( خداوند ) متعال بر نحو حقيقت وقتى باشد براى آنها ( صفات ) مفهومى كه صادق است بر او ( خداوند ) متعال حقيقتا و هرچند [ باشد صدق كردن ] با تأمّل و كاركرد عقل . و عرف همانا مىباشد ( عرف ) مرجع براى تعيين مفاهيم نه تطبيق آنها ( صفات ) بر مصاديقشان ( صفات ) . و خلاصه آنكه مىباشد مثل عالم و عادل و مانند غير اين دو ( عالم و عادل ) - از صفات جارى بر او ( خداوند ) متعال و بر غير او ( خداوند متعال ) جارى بر اين دو ( خداوند متعال و غير خداوند متعال ) به مفهومى واحد و معنايى يگانه و اگر مختلف باشند ( حمل صفات بر خداوند و حمل بر غير خداوند ) در آنچه كه معتبر مىباشد در حمل از اتّحاد و كيفيّت تلبّس به مبدأ ، زيرا همانا آن ( حمل ) به نحو عينيّت است در او ( خداوند ) متعال و به نحو حلول يا صدور است در غير او ( خداوند متعال ) . پس وجهى نيت براى آنچه كه ملتزم شده است ( صاحب فصول ) به آن در فصول از نقل دادن صفات جارى بر او ( خداوند ) متعال از آنچه كه آنها ( صفات ) برآن هستند از معنا ،