حسن سيد اشرفى

493

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

پيش مىآمد . 454 - نظر مصنّف نسبت به كلام صاحب فصول در اختيار كردن شقّ دوّم از كلام محقّق شريف و ردّ ادّعاى انقلاب چيست ؟ ( و يمكن ان يقال . . . معنى حرفىّ ) ج : مىفرمايد : اشكال صاحب فصول و جوابش در ردّ ادّعاى انقلاب محقّق شريف درست نيست . چرا كه با قبول اينكه محمول عبارت از ذات مقيّد به نطق يا ضحك باشد ولى قضيّهء « الانسان ضاحك » يا « الانسان ناطق » كه در واقع « الانسان انسان ثبت له الضّحك » و « الانسان انسان ثبت له النّطق » بوده از دو حالت خارج نيست . الف : قيد « ثبت له الضّحك » و « ثبت له النّطق » در محمول كه انسان مقيّد به ضحك يا نطق بوده خارج از محمول ولى تقيّد داخل در محمول مىباشد . ب : محمول ، ذات مقيّد بوده و قيد هم داخل در محمول مىباشد . در هر دو صورت ادّعاى محقّق شريف كه انقلاب قضيّهء ممكنه به قضيّه ضروريه بوده وارد خواهد بود . 455 - چگونه اگر محمول عبارت از ذات مقيّد بوده و قيد خارج از محمول ولى تقيّد داخل در محمول باشد باز هم ادّعاى انقلاب محقّق شريف وارد خواهد بود ؟ ( فالقضيّة . . . للانسان ) ج : مىفرمايد : اگر در قضيّهء « الانسان ضاحك » يا « الانسان ناطق » كه در واقع « الانسان انسان ثبت له الضّحك » و « الانسان انسان ثبت له النّطق » بوده و محمول ، ذات ( انسان ) مقيّد به صفت ضحك و نطق مىباشد گفته شود ؛ محمول اگرچه ذات مقيّد به ضحك و نطق بوده ولى قيد « ثبت له الضّحك » و « ثبت له النّطق » خارج از محمول مىباشد بايد دانست اگر قيد را خارج از محمول بدانيم ولى تقيّدش داخل در محمول باشد « 1 » پس تقيّد

--> ( 1 ) - در همهء شرط و مشروطها چنين است . مثلا صلاة ، مقيّد به طهارت بوده و طهارت به معناى حالت -