حسن سيد اشرفى
450
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
ذاتى كه در زمان نطق ، متلبّس به ضرب نبوده هرچند در گذشته متلبّس بوده صحيح است . « 1 » 412 - اطلاق مشتقّ متعدّى « ضارب » بر ذاتى كه در حال نطق ، متلبّس به ضرب نبوده و منقضى از مبدأ مىباشد چگونه است ؟ ( و امّا اطلاقه . . . بنحو الحقيقة ) مىفرمايد : اگر اين اطلاق به لحاظ حال تلبّس يعنى به لحاظ آنوقتى كه متلبّس بوده باشد اشكالى نيست در اينكه اين اطلاق به نحو حقيقت مىباشد . ولى اگر اين اطلاق به لحاظ حال نطق باشد هرچند چنين اطلاقى صحيح است ولى به نحو حقيقت نمىباشد . 413 - اگر اطلاق و استعمال مشتقّ در زمان نطق بر ذاتى كه مبدأ از او منقضى شده صحيح بوده چرا صحّت اين استعمال دليل بر حقيقت بودن چنين اطلاقى نيست ؟ ( لكون الاستعمال . . . كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : مخفى نيست كه استعمال ، اعمّ از حقيقت و مجاز بوده و صرف صحّت استعمال ، دليل بر حقيقت نيست . بلكه بايد تبادر در اين معنا داشته باشد . چرا كه استعمال و اطلاق مشتقّ در زمان نطق بر ذاتى كه مبدأ از او منقضى شده به نحو مجاز هم صحيح مىباشد . 414 - در صحّت سلب مشتقّ از ذات منقضى از مبدأ بين آنجا كه ذات ، متلبّس و مشغول به ضد مبدأ شده با موردى كه متلبّس به ضد مبدأ نشده چگونه بوده و نظر مصنّف چيست و چرا ؟ ( كما لا يتفاوت . . . اوضح ) ج : مىفرمايد : بعضى تفاوت قائل شدهاند در صحّت سلب مشتقّ از ذاتى كه مبدأ از او منقضى شده به اينكه اگر اين ذات پس از انقضاء از مبدأ به مبدئى ديگر كه ضدّ اين مبدأ
--> ( 1 ) - اين بيان مصنّف اشاره به ردّ تفصيلى بوده كه صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 60 فصل ، حول اطلاق المشتقّ » ميان اطلاق مشتقّ بر ذات منقضى از مبدأ دادهاند مبنى بر اينكه اگر مشتق از مبدأ لازم اخذ شده باشد مجاز ولى اگر متعدّى باشد حقيقت است .