حسن سيد اشرفى

445

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ضارب بوده و الآن ضارب نيست گفته شود . « زيد ليس بضارب » و مقصود ، سلب ضارب بودن از زيد به نحو مطلق يعنى هم در گذشته و هم در زمان حال كه متلبّس به ضرب نبوده بلكه منقضى از ضرب بوده باشد كه چنين سلبى صحيح و متقن نيست . چرا كه زيد قبلا ضارب بوده ولى الآن و در حال نطق ضارب نيست . بنابراين ، سلب مشتقّ به نحو مطلق از ذات منقضى از مبدأ صحيح نبوده و نمىتواند دليل بر مجازيّت استعمال مشتقّ در منقضى از مبدأ و حقيقت بودنش در متلبّس به مبدأ بشود . 405 - اشكال و ايراد دوّم كه اگر مراد از صحّت سلب مشتقّ از ذات منقضى از مبدأ ، صحّت سلب به نحو مقيّد باشد . چنين سلبى مفيد براى اثبات مجاز بودن استعمال مشتقّ در منقضى از مبدأ نبوده به چه معناست و چرا مفيد نمىباشد ؟ ( و ان اريد . . . السّلب المطلق ) ج : مىفرمايد : مستشكل مىگويد : اگر از صحيح بودن سلب مشتقّ ، مثلا ضارب بودن از ذاتى كه قبلا ضارب بوده و الآن ضارب نيست ، سلب ضارب به نحو مقيّد باشد يعنى مقيد به زمان حال و يا حال انقضاء به اين معنا كه بعد از انقضاء گفته مىشود . « زيد ليس بضارب الآن » يا « زيد ليس بضارب فى حال الانقضاء » چنين سلبى صحيح است ولى مفيد براى دليل بودن سلب مشتقّ از ذات منقضى از مبدأ براى مجاز بودن استعمال مشتقّ در آن نمىشود . چرا كه صحّت سلب ، وقتى علامت مجاز است كه سلب به نحو مطلق صحيح باشد . يعنى ضارب را هم در حال نطق و هم در گذشته بتوان از زيد سلب كرد نه به قيد « الآن » و يا « حال الانقضاء » . 406 - جواب مصنّف به ايراد اوّل كه اگر مراد از صحّت سلب مشتقّ ، صحّت سلب به نحو مطلق باشد ، چنين سلبى صحيح و متقن نبوده ، چيست ؟ ( بيان مطلب از خارج است ) ج : ظاهرا مصنّف اين ايراد را قبول دارد و مقصود مصنّف از صحّت سلب مشتقّ نيز چنين معنايى نمىباشد . زيرا مسلم است كه مراد از صحّت سلب مشتقّ از ذات ، صحّت سلب نسبت به حال تكلّم و نسبت به ذات منقضى از مبدأ مىباشد . بنابراين ، لزومى به جواب