حسن سيد اشرفى
446
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
دادن به اين ايراد نمىباشد . چرا كه چنين معنايى مقصود مصنّف نبوده است . 407 - جواب مصنّف به ايراد دوّم كه اگر مراد از صحّت سلب مشتقّ از ذات منقضى از مبدأ ، صحّت سلب بهطور مقيّد باشد هرچند سلبش صحيح است ولى اعمّ از سلب مطلق كه دليل بر مجازيت استعمال مشتقّ در منقضى از مبدأ بوده خواهد بود چيست ؟ ( و فيه . . . كما هو واضح ) ج : مىفرمايد : اگر مراد مستشكل از تقييد ، تقييد مسلوب باشد ، اشكال او صحيح است . ولى اينكه قيد در صحّت سلب ، صفت مسلوب بوده و مسلوب يعنى مشتقّ ، مقيّد به قيد باشد را قبول نداشته بلكه قيد را مربوط به سلب دانسته كه در اين صورت سلب مقيّد ، علامت مجاز بودن استعمال مشتقّ در ذات منقضى از مبدأ خواهد بود ، اگرچه باز هم مىتوان گفت كه قيد « الآن » يا « فى حال الانقضاء » قيد سلب نيز نبوده بلكه قيد مسلوب عنه يعنى ذاتى كه مشتقّ برآن حمل شده مىباشد . « 1 » 408 - توضيح و مقصود مصنّف از جوابى كه به مستشكل دادهاند مبنى بر اينكه اگر مراد از تقييد ، تقييد مسلوب باشد اشكال وارد بوده ولى تقييد مسلوب را قبول ندارد چيست ؟ ( و ان لم تكن . . . ممنوع ) ج : مصنّف مىفرمايد : اگر در مثال « زيد ليس بضارب الآن » و يا « زيد ليس بضارب فى
--> ( 1 ) - در قضيه سالبه ، سلب به دو نحو مىباشد : الف : سلب مطلق مثل « زيد ليس بضارب » ب : سلب مقيّد مثل « زيد ليس بضارب الآن » . در بحث مشتقّ نيز سلب مشتقّ به نحو سلب مطلق از منقضى از مبدأ صحيح نبوده چرا كه گفته شد : زيد در گذشته متلبّس به ضرب و ضارب بوده است ولى سلب مشتق از ذات منقضى از مبدأ اگر به نحو مقيّد باشد سه صورت خواهد داشت : 1 - مسلوب ( محكوم به ) كه مقصود از آن در بحث مشتق همان مشتق بوده مقيّد باشد . يعنى قيد در قضيهء سالبه در واقع صفت مشتق و مسلوب باشد . 2 - سلب ، مقيّد بوده و قيد ، صفت سلب باشد . 3 - مسلوب عنه يا محكوم عنه كه مقصود از آن در بحث مشتقّ همان ذاتى است كه مشتق برآن حمل شده مقيّد باشد و قيد ، مربوط به مسلوب عنه يا محكوم عنه باشد .