حسن سيد اشرفى
402
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
371 - خلاصهگيرى مصنّف از مطالب امر پنجم در مشتق چيست ؟ ( و بالجملة . . . فى الاستقبال ) ج : با توجه به اينكه حمل مشتقّ بر ذات بر سه صورت بوده مىفرمايد : الف : در وقتى كه حمل مشتقّ بر ذات به لحاظ حال تلبس باشد چه اين تلبس در زمان گذشته بوده و چه در آينده باشد مثل « زيد كان ضاربا امس » و « سيكون غدا ضاربا » كه در اين صورت قيود « امس » و « غد » نيز براى تعيين زمان حال مىباشد شايسته نيست در حقيقت بودن مشتقّ نسبت به موردى كه حمل مشتقّ بر ذات به لحاظ حال تلبس باشد اشكال شود هرچند زمان تلبس در گذشته و يا آينده باشد . ب : در وقتى كه حمل مشتقّ بر ذات به لحاظ حال نطق بوده درحالىكه زمان تلبّس در گذشته باشد . مثل « زيد ضارب امس » كه الآن به زيد ، اطلاق ضارب شود به لحاظ آنكه در گذشته ضارب بوده و قيد « امس » در اين فرض براى بيان زمان تلبّس مىباشد . اين صورت محلّ خلاف و داخل در نزاع بوده كه آيا مشتقّ ، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ بوده تا اين حمل و اطلاق ، مجازى باشد و يا حقيقت در اعمّ از متلبّس و منقضى از مبدأ بوده تا اين حمل و اطلاق ، حقيقت باشد . ج : محل مشتقّ به لحاظ حال نطق بوده ولى زمان تلبس در آينده باشد مثل « زيد مجتهد غدا » كه الآن حمل مجتهد ( مشتقّ ) بر زيد ( ذات ) مىشود به لحاظ آنكه در آينده مجتهد مىشود . اين صورت نيز از محلّ خلاف و نزاع همچون صورت اوّل خارج بوده و اتّفاقى است كه حمل مشتقّ بر ذات در اين مورد مجازى مىباشد . « 1 »
--> ( 1 ) - علاقه در اين استعمالى مجازى نيز علاقه اول يا علاقه مشارفت مىباشد . كلمهء « اول » به معناى رجوع كردن و برگشتن و مشارفت به معناى مشرف بودن بوده و مقصود آن است ، به اعتبار اينكه اين شخص پس از كسب مثلا اجتهاد در آينده به صفت و عنوان مجتهد رجوع داشته و يا با توجه به -