حسن سيد اشرفى
403
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
بنابراين ، منظور از حال در عنوان مشتقّ ، حال تلبس است يعنى مشتقّ آيا حقيقت در خصوص متلبّس بوده يا اعمّ از متلبّس بوده و شامل منقضى هم مىشود ؟ 372 - مؤيّد اينكه مراد از حال در عنوان مشتقّ حال تلبس بوده چيست ؟ ( و يؤيد ذلك . . . على الذوات ) ج : مىفرمايد : مؤيّد اينكه مراد از حال در عنوان مشتقّ ، حال تلبس بوده و نه حال نطق و زمان حال ، آن است كه ادباى عرب اتّفاق نظر دارند ؛ اسم ، دلالت بر زمان نمىكند و مشتقّات جارى بر ذوات مثل اسم فاعل ، اسم مفعول و غيره نيز اسم مىباشند . بنابراين ، اگر مراد از حال در بحث مشتقّ ، زمان حال ( زمان نطق ) باشد بايد در مثل « زيد ضارب » يا « زيد مضروب » و مانند آن اسم فاعل و يا اسم مفعول هميشه دلالت بر زمان حال داشته باشند . و حال آنكه گفته شد ، اتّفاق ادباء بر اين است كه اسم كه از آن جمله اسم فاعل و اسم مفعول بوده دلالت بر زمان نمىكند . بنابراين ، وقتى اسم ، دلالت بر زمان نداشته باشد مراد از حال در مشتقّ ، حال تلبس خواهد بود و نه حال نطق و زمان حال . 373 - اينكه گفته شده است ؛ شرط عمل بعضى از مشتقّات مثل اسم فاعل و اسم مفعول و مانند آن در اين است كه دلالت بر زمان حال يا آينده داشته باشند به چه معنا بوده و منافاتى با اينكه گفته شد ؛ اسم دلالت بر زمان نداشته ندارد ؟ ( و لا ينافيه . . . او الاستقبال ) ج : مىفرمايد : در نحو گفته شده كه اسم فاعل مثلا اگر مىخواهد همچون فعل ، عمل در مفعول خودش كرده و مفعولش را نصب بدهد بايد يا دلالت بر زمان حال داشته باشد و يا دلالت بر آينده بكند مثلا در « زيد ضارب عمرا » اسم فاعل « ضارب » زمانى عمل در عمر مىكند و آن را نصب مىدهد كه دلالت بر حال يا آينده داشته باشد و مراد از « زيد ضارب
--> - تحصيل و درس خواندنش ، مشرف و در مسير مجتهد شدن بوده ، اطلاق مجتهد مىشود .