حسن سيد اشرفى

401

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

آينده ضارب خواهد بود . 369 - چرا مثال « زيد ضارب امس » داخل در محلّ نزاع بوده و فرقش با « زيد كان ضاربا امس » چيست ؟ ( و من هنا ظهر . . . فى محلّ النّزاع ) ج : مىفرمايد : وضعيّت و حال نسبت مشتقّ به ذات در مثال « زيد ضارب امس » از بيانى كه در « زيد ضارب غدا » داشتيم معلوم مىشود . چرا كه در اين مثال ، اطلاق عبارت يعنى اينكه قيد « كان » را نياورده آن است كه الآن و در حال نطق به زيد كه ضارب نيست به اعتبار آنكه در گذشته ضارب بوده اطلاق ضارب شود كه قبلا گفته شد چنين موردى محلّ نزاع است كه اطلاق مشتقّ بر ذاتى كه قبلا متّصف به صفت بوده آيا به اعتبار اتّصافش در گذشته الآن هم حقيقى بوده يا مجازى است ؟ اخصّى مىگويد ، مجازى بوده و اعمّى مىگويد حقيقى است ولى در مثال « زيد كان ضاربا امس » بيان شد كه به قرينهء « كان » حمل مشتقّ بر ذات به اعتبار تلبسش در گذشته مىباشد . يعنى زيد ، زننده و ضارب در گذشته است نه اينكه الآن ، ضارب است . 370 - در چه صورتى هر دو مثال « زيد ضارب امس » و « زيد ضارب غدا » از محلّ نزاع خارج مىشود . چرا ؟ ( و الاشكال و لو . . . كان المثال حقيقة ) ج : مىفرمايد : اگر گفته شود هر دو قضيه اطلاق ندارند تا مقتضاى آن حمل نسبت در زمان تكلّم و نطق باشد بلكه لفظ « امس » و « غد » قرينه بر تعيين زمان حمل و نسبت بوده تا معنا چنين شود ، زيد ، ضارب است در گذشته و زيد ، ضارب است در آينده ، آن‌وقت هر دو مثال از محلّ نزاع خارج مىشوند . چرا كه اطلاق مشتقّ بر زيد در هر دو مثال به لحاظ حال تلبّس كه در يكى گذشته و در ديگرى آينده بوده مىباشد و نه به لحاظ حال نطق . و گفته شد ؛ شكّى نيست كه اطلاق مشتقّ بر ذات به لحاظ حال تلبّس ، اطلاق حقيقى و چنين استعمالى حقيقى بوده و از محلّ نزاع خارج خواهد بود .