حسن سيد اشرفى
400
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
حقيقت بوده ندارد و حال آنكه در هر دو مثال تلبس ذات به مبدأ در آينده مىباشد . « 1 » 368 - چرا بين مثال « زيد ضارب غدا » با مثال « سيكون زيد ضاربا غدا » منافاتى نيست ؟ ( فان الظّاهر . . . فى الاستقبال ) ج : مىفرمايد : اگرچه اتّفاق اصوليون بر مجاز بودن حمل مشتقّ بر ذات در مثال « زيد ضارب غدا » بوده زيرا تلبس ذات به مبدأ در آينده مىباشد ولى منافاتى با مثال « سيكون زيد ضاربا غدا » كه گفته شد حمل مشتقّ بر ذات ، حقيقى بوده هرچند تلبس در آينده مىباشد نخواهد داشت . زيرا موردشان مختلف است . چرا كه در مثال « زيد ضارب غدا » كه قيد « سيكون » نيامده و مطلق گفته شده است « زيد ضارب غدا » ظاهرش به مقتضاى اطلاق آن است كه حمل مشتقّ بر ذات در حال نطق بوده و حال آنكه در آينده متلبّس مىشود به عبارت ديگر ، الآن به زيد اطلاق ضارب مىشود به اعتبار آنكه در آينده متلبّس به ضرب خواهد شد بنابراين ، اطلاق نسبت مقتضى ظهورش در حمل مشتقّ بر ذات در حال تكلّم بوده و كلمهء غد نيز بيانگر تلبس ذات به مبدأ در آينده مىباشد . و شكّى نيست حمل مشتقّ بر ذات در حال حاضر و زمان تكلم به اعتبار آنكه در آينده متّصف به صفت مىشود مجاز مىباشد . « 2 » ولى در مثال « سيكون زيد ضاربا غدا » حمل مشتقّ به لحاظ حال تلبس مىباشد يعنى زيد در آينده ضارب مىباشد و الآن كه مىگوييم : « سيكون زيد ضاربا » نه به اين معناست كه به او الآن ضارب مىگوئيم بلكه منظور آن است كه زيد در
--> ( 1 ) - و حال آنكه مصنّف در اوّلى فرمود : مجاز است و در دوّمى فرمود : حقيقت است . ( 2 ) - مثلا افرادى كه آماده رفتن به حجّ بوده به اعتبار آنكه به حجّ خواهند رفت و بعد از انجام اعمال حجّ ، حاجى مىشوند از الآن به يكديگر حاجى مىگويند . يا مثلا از دوستش كه قرار است به حجّ برود خبر مىدهد كه حاجى رفت تا منزل و بيايد . شكّى نيست كه چنين اطلاق و حملى مجاز است . ولى اگر گفته شود ؛ فلانى در آينده حاجى است و يا از دوستش اينگونه خبر مىدهد حاجى آينده آمد قطعا چنين استعمالى و حملى حقيقى است .