حسن سيد اشرفى

399

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

366 - دليل و شاهد مصنّف بر اينكه منظور از حال در عنوان مسئلهء مشتقّ حال تلبّس بوده چيست ؟ ( ضرورة انّ . . . بلا خلاف ) ج : مىفرمايد در مثال « زيد كان ضاربا امس » و « زيد سيكون ضاربا غدا » استعمال مشتق به نحو حقيقت است . زيرا در مثال اوّل چنين است : زيد در زمان گذشته ضارب بود و اطلاق ضارب و زيد وقتى حقيقى است كه منظورمان زمان حال تلبّس كه زمان گذشته بوده باشد . چرا كه زمان گذشته ، زمان تلبّس زيد به ضرب بوده هرچند در زمان نطق كه حمل ضارب بر زيد شده و گفته مىشود : « زيد كان ضاربا امس » قطعا زمان تلبّس گذشته است و در مثال « سيكون زيد ضاربا غدا » يعنى زيد در آينده ضارب مىباشد نيز حمل ضارب بر زيد در زمان تكلّم به نحو حقيقت است . زيرا اين حمل به لحاظ حال تلبّس كه آينده بود ، مىباشد . بنابراين ، با لحاظ حال تلبّس ، حمل ضارب بر زيد در زمان نطق در مثال اوّل كه تلبّس به لحاظ حال نطق منقضى شده و در مثال دوّم كه هنوز تلبّس محقّق نشده ، حمل حقيقى مىباشد زيرا حمل مشتقّ بر ذات به لحاظ تلبّسش در گذشته و در آينده بوده و نه به لحاظ حال تكلّم كه يا منقضى شده و يا هنوز متّصف به آن نشده است . خلاصه آنكه ، حمل ضارب ( مشتق ) بر زيد ( ذات ) در هر دو مثال در زمان تكلّم و نطق ، حقيقى است . زيرا حمل به لحاظ حال تلبّس بوده و نه حال نطق . 367 - عدم منافاتى را كه مصنّف ميان « سيكون زيد ضاربا غدا » با « زيد ضارب غدا » بيان كرده چگونه است ؟ ( و لا ينافيه الاتّفاق . . . مجاز ) ج : مىفرمايد : اينكه در اوّل بحث مشتقّ گفته شد حمل مشتقّ بر ذات به اعتبار تلبّسش در آينده قطعا مجاز بوده و اتّفاق نظر بين اصوليون در در مجاز بودن « زيد ضارب غدا » منافاتى با سخن الآن كه گفتيم ؛ حمل مشتقّ بر ذات در مثال « سيكون زيد ضاربا غدا »