حسن سيد اشرفى

393

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مشتقّ و در « عليها » به ذات برگشته و مقصود از « فى الحال » حال نطق مىباشد . بعد ما انقضى عنها التّلبّس : ضمير در « عنها » به ذات برمىگردد . عن كونه مجازا : ضمير در « كونه » به مشتقّ برمىگردد . فيما اذا جرى عليها فعلا : ضمير در « جرى » به مشتقّ و در « عليها » به ذات برگشته و مقصود از « فعلا » زمان نطق مىباشد . و يؤيّد ذلك : مشاراليه « ذلك » مراد از حال در عنوان مشتقّ ، حال تلبّس بوده و نه حال نطق مىباشد و منه الصّفات الجارية على الذّوات : ضمير در « منه » به اسم برگشته و مقصود از « الصّفات الجارية الخ » مشتقّات مىباشند . و لا ينافيه اشتراط العمل فى بعضها بكونه الخ : ضمير منصوبى در « ينافيه » به عدم دلالت اسم بر زمان و در « بعضها » به صفات كه مقصود از آن اسم فاعل بوده و در « كونه » به « بعضها » برگشته و اين عبارت ، جواب سؤال مقدر است به اينكه « اگر اسم كه از مصاديق آن صفات جارى بر ذات مثل اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، صيغهء مبالغه ، اسم آلت و اسم زمان بوده چرا علماى علم ادب شرط كرده‌اند در بعضى از اين صفات يعنى اسم فاعل كه اگر بخواهد عمل نصب كرده و مفعول به بگيرد بايد به معناى حال يا آينده باشد ؟ » . الدّلالة على احدهما : ضمير در « احدهما » به حال و استقبال برمىگردد . كيف لا : يعنى « كيف لا يكون كذلك » يا « كيف لا يكون المراد الدّلالة على احدهما بقرينة بل كانت الدّلالة بالوضع ؟ » . على كونه مجازا : ضمير در : « كونه » به « بعضها » برمىگردد . المراد بالحال فى العنوان زمانه : مقصود از « العنوان » عنوان مشتقّ بوده و ضمير در « زمانه » به حال برمىگردد .