حسن سيد اشرفى

387

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ترجمه : [ چهارم : اختلاف مشتقات در مبادى ] چهارم آنها ( امور ) : آن است كه همانا اختلاف مشتقّات در مبادى و بودن مبدأ در بعضى از آنها ( مشتقّات ) حرفه و صناعت و در بعضى از آنها ( مشتقّات ) قوّه و ملكه و در بعضى از آنها ( مشتقّات ) فعلى بودن ، موجب نمىشود ( اختلاف در مبادى ) اختلاف را در دلالت آنها ( مشتقّات ) به حسب هيئت اصلا و نه تفاوت را در جهت بحث‌شدهء از آنها ( مشتقّات ) چنان كه مخفى نمىباشد . نهايت امر ، آن است كه همانا مختلف مىباشد تلبّس به آن ( مبدأ ) در گذشته يا حال ، پس مىباشد تلبّس به آن ( مبدأ ) فعلى اگر اخذ شود ( مبدأ ) به عنوان حرفه يا ملكه و اگرچه متلبّس نباشد ( ذات ) به آن ( مبدأ ) تا حال ( حال تكلّم ) يا منقضى شده است ( مبدأ ) از آن ( ذات ) و مىباشد ( تلبّس به مبدأ ) از آنچه ( مواردى ) كه گذشته است يا مىآيد اگر اخذ شود ( مبد ) به نحو فعلى ، پس متفاوت نمىباشد در آن ( جهت مورد بحث ) انحاء تلبّسات و انواع تعلّقات ، چنان كه اشاره كرديم به آن ( عدم تفاوت ) . [ پنجم : مراد از حال در مسئله مشتق ] پنجم آنها ( امور ) : آن است كه همانا مراد از حال در عنوان مسئله ، آن ( مراد ) حال تلبّس است نه حال نطق ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا مثل « كان زيد ضاربا امس » زيد بود ضارب ديروز ، يا « سيكون غدا ضاربا » مىباشد فردا زننده ، حقيقت است وقتى باشد ( زيد ) متلبّس به زدن در ديروز در مثال اوّل ، و متلبّس به آن ( زدن ) در فردا در دوّم ( مثال دوّم ) . پس حمل مشتقّ از آنجا كه بود ( حمل مشتقّ ) به لحاظ حال تلبّس و اگرچه گذشته است زمان آن ( تلبّس ) در يكى از اين دو ( مثال ) و نيامده است ( تلبّس ) هنوز در ديگرى ( مثال دوّم ) مىباشد ( حمل مشتقّ ) حقيقت بدون اختلافى . و منافات ندارد آن ( بودن مثال دوّم ، حقيقت ) را اتّفاق بر اينكه همانا مثل « زيد ضارب غدا » مجاز است ، پس همانا ظاهر ، آن است كه همانا اين ( اتّفاق ) در آن چيزى ( موردى )