حسن سيد اشرفى
380
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
آمد دانستى كه فرقى بين اسم و حرف از جهت معنا و موضوع له نمىباشد . يعنى وضع و موضوع له در هر دو عامّ مىباشد . و استقلال در معنا كه در اسم گفته شد ؛ اسم ، وضع شده براى دلالت بر معنا مستقلّا و عدم استقلال و حالت براى غير بودن در معنا كه در حرف گفته شد ؛ حرف وضع شده براى دلالت بر معنا بطور غير مستقلّ و حالت براى غير بودن ، هيچكدام از استقلال در مفهوم و معنا و يا عدم استقلال در مفهوم و معنا به عنوان قيد در موضوع له اسماء و حروف لحاظ نشده است . بنابراين ، فرقى در معنا و موضوع له بين اسم و حرف نيست . 352 - پس فرق بين اسم و حرف در چيست : ( و انّما الفرق . . . بحسب المعنى ) ج : مىفرمايد : فرقشان در غرض از وضع و كيفيّت استعمال هريك مىباشد . زيرا حرف ، وضع شده براى معناى كلّى ولى غرض از وضع در حرف آن است كه در مقام استعمال آن را به عنوان آلت و حالت براى غير استعمال كنند . و اسم نيز وضع شده براى معناى كلّى ولى غرض از وضع در اسم آن است كه در مقام استعمال آن را مستقلا استعمال كنند . و گفته شد كه غرض از وضع و كيفيّت استعمال ، داخل در موضوع له نمىباشد . بنابراين ، هريك از قيود استقلال و عدم استقلال در مفهوم و معنا در جانب استعمال و به عنوان غرض وضع اعتبار و لحاظ شده و نه در مستعمل فيه و موضوع له تا فرق بين اسم و حرف در ناحيهء معنا و موضوع له باشد . 353 - بنابراين استعمال اسمى كه مترادف حرفى دارد با استعمال آن حرف چه فرقى باهم دارند ؟ ( فلفظ الابتداء . . . به غير ما وضع له ) ج : مىفرمايد : از نظر معنا فرقى باهم ندارند و مىتوان هركدام را جاى ديگرى استعمال نمود . مثلا مىتوان لفظ « ابتداء » را كه معناى اسمى دارد در معناى آلى و لفظ « من » را كه معناى حرفى دارد در معناى استقلالى استعمال نمود و استعمال نيز مجازى نخواهد بود . زيرا استعمال هركدام در غير موضوع له خودشان نيست . چرا كه موضوع له هر دو مانند