حسن سيد اشرفى

360

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مىپردازد . بنابراين ، ارتباطى با بحث مشتقّ نداشته و تنها به مناسبت ياد شده به بيان آن پرداخته است . 341 - موضوع له افعال از نظر علماى ادب ( نحويّون ) چيست ؟ ( ازاحة شبهة . . . فى تعريف ) ج : مىفرمايد : مشهور در السنهء نحويّون آن است ؛ فعل دلالت بر زمان دارد . به عبارت ديگر ، اقتران به زمان به عنوان قيد براى موضوع له افعال در تعريف فعل اخذ شده است . زيرا در كتابهاى نحوى ، فعل را چنين تعريف كرده‌اند : « الفعل ما دلّ على معنى مقترن باحد الازمنة الثّلاثة » . فعل آن چيزى است كه دلالت بر معنايى كه مقترن به يكى از زمانهاى سه‌گانه بوده دارد . بنابراين ، اقتران به زمان ، قيد موضوع له بوده و در واقع ، دلالت فعل بر زمان به دلالت تضمّنى است . يعنى دلالت بر جزء معنايش دارد . 342 - نظر مصنّف در رابطه با موضوع له افعال از نظر نحويّون چيست ؟ ( و هو اشتباه . . . كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : اينكه زمان قيد براى موضوع له افعال باشد اشتباه است زيرا : الف : امر و نهى كه از افعال بوده ( افعال انشائى ) اصلا دلالت بر زمان ندارند بلكه صرفا دلالت بر انشاء فعل دارند كه در فعل امر ، عبارت از انشاء انجام فعل و در فعل نهى ، عبارت از انشاء ترك فعل مىباشد . نهايت آنكه تحقّق انشاء در زمان حال مىباشد . به عبارت ديگر ، تحقّق انشاء فعل يا انشاء ترك فعل ملازم با زمان بوده و زمان از مدلولات التزامى فعل امر و نهى بوده و معلوم است كه دلالت التزامى جزء موضوع له معنا نمىباشد . ب : در افعال اخبارى مثل فعل ماضى و مستقبل نيز همانند امر و نهى ، زمان از لوازم خبر دادن از ماضى و مضارع و يا به واسطهء جملهء اسميّه مىباشد . مثلا وقتى گفته مىشود : « زيد ضرب امس » يا « زيد يضرب غدا » و يا « زيد قائم » در هر سه جمله اخبار از قيام