حسن سيد اشرفى

40

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

مىشود . « 1 » البتّه اين صغرى ، قضيّه‌اى است كه نوعا در علم كلام از آن بحث مىشود « 2 » و در اينجا به عنوان مقدّمه و صغرى براى كبراى قياس از آن بحث مىشود . « 3 » مقدّمهء دوم : آن است : « كلّ ما يحسن فعله عقلا يحسن فعله شرعا » هرچه را كه عقل انجام دادن آن را نيكو بداند ، شرع نيز انجام دادنش را نيكو مىداند . اين قضيّه نيز قضيّهء عقليّه است كه در محلّ خودش برآن استدلال مىشود . اين قضيّه ، كبراى براى قياس بوده و مضمون اين كبرى نيز ملازمهء بين حكم عقل و حكم شرع بوده كه اين ملازمه از دليل عقلى اخذ شده است . « 4 » بنابراين ، اين قضيّه و كبرى ، ملازمهء عقلى بوده و آنچه كه

--> ( 1 ) - مشهورات از اقسام مبادى ( مواد ) تشكيل‌دهندهء قياسات بوده كه خودش بر شش قسم است . به عبارت ديگر ، مبادى و مواد تشكيل‌دهندهء قياس ، هشت صنف و قسم مىباشد : 1 - يقينيّات 2 - مظنونات 3 - وهميّات 4 - مسلّمات 5 - مقبولات 6 - مشبّهات 7 - مخيّلات 8 - مشهورات كه مشهورات نيز داراى شش قسم است : 1 - واجبات القبول 2 - انفعاليّات 3 - عاديّات 4 - استقرائيّات 5 - تأديبات الصّلاحيّه 6 - خلقيّات . قسم پنجم و ششم را آراء محموده مىنامند . يعنى همهء عقلاى جهان در هر عصرى و از هر مليّتى اتّفاق بر اين حكم دارند . مثال تأديبات صلاحيّه ، عبارت از حسن عدل و قبح ظلم است كه همهء عقلاى جهان عدل را نيكو و ظلم را زشت و ناروا مىدانند . مثال خلقيّات ، عبارت از حكم به واجب بودن دفاع از حريم خانوادگى يا وطن و يا حكم به نيكو بودن شجاعت و نيكى كردن و حكم به قبيح و زشت بودن ترس و بخل . « المنطق ، الجزء الثّالث ، الباب السّادس ، الصّناعات الخمس / 313 » . ( 2 ) - در علم كلام در بحث عدالت . البتّه در منطق نيز به عنوان يكى از صناعات خمس كه تأديبات الصّلاحيّه بوده به عنوان موادّ تشكيل‌دهندهء قياس مورد بحث واقع مىشود ولى چه در اصول و چه در منطق به عنوان يك اصل موضوعه مورد بحث قرار مىگيرد . در علم اصول به عنوان صغرى در مستقلّات عقليّه و در منطق به عنوان يكى از صناعات خمس مطرح مىباشد . ( 3 ) - زيرا هيچ قياسى بدون صغرى و كبرى معنا ندارد . ( 4 ) - البتّه بايد توجه داشت كه عقلى بودن كبرى يعنى حكم عقل به ملازمه . به عبارت ديگر ، لازم در -