حسن سيد اشرفى

39

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

احكام عقليّه را بايد توضيح داد . « 1 » 15 - وجود ملازمه در مستقلّات عقليّه چگونه بوده كه مستقلّات عقليّه را به آن جهت ، ملازمات عقليّه ناميده‌اند ؟ ( 1 - امّا فى المستقلّات . . . فى الملازمات العقليّة ) ج : مىفرمايد : علّت نامگذارى مستقلّات عقليّه به دليل وجود ملازمه در آن ، از دو مقدّمه‌اى « 2 » كه دليل عقلى ( دليل مستقلّ عقلى ) از آن تشكيل شده روشن مىشود . مقدّمهء اوّل : آن است كه « العدل يحسن فعله عقلا » « 3 » نيكوست انجام دادن عدل عقلا . « 4 » و اين يك قضيّهء عقلى صرف بوده كه صغرا براى قياس است . « 5 » اين صغرى نيز از مشهوراتى است كه همهء عقلاى عالم برآن اتّفاق داشته و به نام آراء محموده ناميده

--> ( 1 ) - يعنى وجود ملازمه را در هر دو قسم احكام عقليّه توضيح دهيم كه در پاورقىهاى گذشته توضيح داده شد . ( 2 ) - يعنى از صغرى و كبرى كه تشكيل‌دهندهء هر قياس و دليلى از جمله دليل مستقلّ عقلى مىباشند . ( 3 ) - اينكه مصنّف به‌جاى « العدل حسن عقلا » به صورت جملهء فعليّه و با فاعلى كه كلمهء « فعل » بوده آورد يعنى گفت : « يحسن فعله » به اين جهت بوده كه بگويد : حسن و قبح اشياء از حكم عقل عملى بوده و از حكم نظرى نمىباشد . ( 4 ) - همان‌طور كه « الظّلم يقبح فعله عقلا » . چنان كه مصنّف بعدا نيز بيان مىكنند حسن و قبح اشياء منحصر در دو چيز است : عدل و ظلم . ولى اينكه فقط يك مورد را فرموده‌اند ، آن است كه مورد ديگر از بيانى كه در اين مورد مىفرمايند ، روشن مىشود . ( 5 ) - يعنى عقل است كه حكم مىكند به حسن انجام دادن عدل و قبح انجام دادن ظلم و در اين حكمش از هيچ‌چيز ديگرى مثلا از شرع كمك نگرفته است . بنابراين ، امر به عدالت در قرآن مثل « اعدلوا و هو اقرب للتّقوى » امر ارشادى و نه تأسيسى است . يعنى ارشاد و راهنمايى به همين حكم عقل است .