حسن سيد اشرفى

38

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

حكمى غير از اين دو « 1 » باشد . مثل آنكه انجام مأمور به با امر اضطرارى ، لازمه‌اش عقلا سقوط امر اختيارى است اگر اضطرار در وقت يا خارج وقت مرتفع شود . « 2 » و حال آنكه گاهى براى دانشجويان در وهلهء اوّل ، وجه نامگذارى مباحث احكام عقليّه به ملازمات عقليّه خصوصا در احكام عقليّهء مربوط به مستقلّات عقليّه روشن نيست . « 3 » بنابراين ، علّت نامگذارى ، آن است كه در تمامى اين احكام عقليّه ، پاى ملازمه در كار بوده و عقل با كمك ملازمه بوده كه حكم كرده است . « 4 » حال ، وجود اين ملازمه در هر دو قسم

--> ( 1 ) - مثالى كه در كتاب آمده براى موردى است كه لازم ، يك حكم غير عقلى و غير شرعى است . ( 2 ) - ملزوم ، عبارت است از وجوب تيمّم به‌جاى وضوء در حال اضطرار . يعنى امر به تيمم به‌جاى وضوء در وقتى كه آب نباشد . لازم ، عبارت است از سقوط امر و وجوب امر اختيارى ( امرى كه گفته بود بايد وضوء بگيرد ) در صورتى كه اضطرار چه در وقت يا خارج وقت مرتفع شود . به عبارت ديگر ، لازم ، عبارت است از مجزى بودن اتيان امر اضطرارى از امر اختيارى . اجزاء و سقوط امر ، يك حكم غير عقلى و غير شرعى يعنى يك حكم تكوينى است . توضيح بيشتر مثال اين است : شارع فرموده است : « فان لم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا » اگر آب نبود و حالت اضطرارى داشتيد به‌جاى وضوء ، تيمّم كنيد . بنابراين ، ملزوم ، عبارت شد از وجوب تيمّم به‌جاى وضوء در حالت اضطرار . مكلّف در اوّل وقت ظهر به دليل نبودن آب ، تيمّم مىگيرد و نمازش را مىخواند ، ولى در داخل وقت يعنى تا پيش از غروب ، آب پيدا شده و اضطرار مرتفع مىشود ، آيا واجب است كه اين مكلّف ، دوباره وضوء گرفته و نماز را اداء بخواند يا نه ؟ يا بعد از وقت به آب دست‌يافت ، آيا واجب است دوباره وضوء گرفته و نماز را قضاء بخواند يا نه ؟ به عبارت ديگر ، آيا امر به تيمّم « امر اضطرارى » مجزى از امر به وضوء ( امر اختيارى ) مىباشد تا خواندن دوباره چه به عنوان قضاء و چه به عنوان اداء واجب نباشد يا مجزى نيست ؟ مجزى بودن يعنى سقوط امر اختيارى به واسطهء انجام و اتيان امر اضطرارى ، همان لازم بوده كه عقل ، حاكم به ملازمهء اين لازم كه يك امر تكوينى بوده با ملزوم مىباشد . ( 3 ) - يعنى بايد عنوان بحث را احكام عقليّه قرار مىداد نه ملازمات عقليّه خصوصا در آنجايى كه هم لازم و هم ملزوم و هم ملازمه به حكم عقل است . ( 4 ) - يعنى چه در مستقلّات عقليّه و چه در غير مستقلّات عقليّه ، پاى ملازمه در كار بوده و عقل به كمك ملازمه است كه حكم به وجود فلان لازم براى فلان ملزوم مىكند .