حسن سيد اشرفى
24
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
حكم شرعى را ثابت كرد . « 1 » تمثيل نيز در نزد ما اماميّه حجّت نيست . زيرا تمثيل همان قياس مصطلح اصولى است كه در مذهب شيعه راهى ندارد . « 2 » بنابراين ، علّت علم پيدا
--> - الف : ضروريّات دين : مثل وجوب اصل عبادات . مثل وجوب نماز ، وجوب روزه و غيره كه مورد اتّفاق شيعه و سنّى است . ب : ضروريات مذهب : مثل وجوب تقيّه ، بطلان قياس ، اعتقاد به ائمه دوازدهگانه و غيره كه از مختصّات شيعه است . ج : احكام نظرى : مثل وجوب سوره در نماز ، وجوب نماز جمعه در عصر غيبت ، شرايط قطع يد در سارق و بسيارى موارد ديگر . دو بخش اوّل بىنياز از استدلال است ولى بخش سوّم نياز به استدلال و برهان دارد . حال استدلال و برهان براى اثبات اين احكام يا از راه قياس يا استقراء و يا تمثيل است كه بيان هر سه در « المنطق ، جزء دوم ، چاپ پنجم مباحث استدلال » آمده است . ( 1 ) - استقراء : بررسى جزئيات و استنباط حكم كلّى از آن جزئيات بوده كه به دو نوع است : الف : استقراء ناقص : يعنى بررسى بعضى موارد ب : استقراء تامّ : بررسى همهء موارد . ولى بايد گفت ؛ ثابت نشدن حكم شرعى با استقراء به دليل سالبه به انتفاء موضوع بودن مىباشد . زيرا احكام شرعيّه ، تابع ملاكات مىباشند . بنابراين ، اگر جايى ملاك باشد ، حكم شرعى نيز به دنبال آن خواهد بود و اگر ملاك نباشد ، حكم شرعى نيز نمىباشد . شكّى نيست كه هيچ حكم شرعى بدون ملاك نيست ولى بعضى ملاكات در شرع بيان شده و بعضى مطرح نشده است . مثلا حرمت خوردن گوشت خوك و يا نجاست خون قطعا بدون ملاك نيست ولى ملاكش بيان نشده است كه از اين احكام ، تعبير به احكام توقيفيّه مىشود . حال احكامى كه ملاكاتش بيان نشده است ، جاى بررسى ندارد . زيرا چيزى نيست كه بررسى شود ، در قسم دوّم نيز وقتى در موردى ، ملاك حكم شرعى باشد ، حكم شرعى نيز مترتّب مىشود . مثلا علت حرمت خمر عبارت از مسكر بودن است . حال در هر مورد ديگرى اگر چيزى اين ملاك را داشته باشد حكم به حرمت آن مىشود . ( 2 ) - تمثيل : اثبات حكم براى موردى و يك جزئى به دليل ثبوت اين حكم براى جزئى ديگرى كه شبيه جزئى ديگر بوده است . مثلا گفته شود ؛ نجاست خون به واسطهء قرمزى آن بوده و هر مايع قرمز -