حسن سيد اشرفى

25

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

كردن به حكم شرعى منحصر شد در خصوص قياس به اصطلاح منطقى ، يعنى قياس منطقى . 10 - قياس منطقى به چند قسم بوده و مقدّمات تشكيل‌دهندهء اين قياس چگونه بوده و كدامش مقصود در بحث اصول مىباشد ؟ ( و اذا كان كذلك . . . و هو على قسمين ) ج : مىفرمايد : وقتى علّت علم پيدا كردن به حكم شرعى منحصر در قياس منطقى شد ، بايد گفت : اوّلا : قياس بر دو قسم است : 1 - قياس استثنايى 2 - قياس اقترانى . « 1 » ثانيا : قياس اعمّ از استثنايى و اقترانى از دو مقدّمه به نام صغرى و كبرى تشكيل مىشود . ثالثا : تشكيل دليل و قياس از اين دو مقدّمه به سه صورت است : 1 - هر دو مقدّمهء قياس و دليل ، مقدّمهء غير عقلى ( نقلى و سمعى ) باشند . به دليل تشكيل

--> - ديگر نيز نجس است . يا حرمت گوشت خوك مثلا براى وجود فلان ميكروب يا فلان كرم موجود در آن است ، پس هر گوشت ديگرى اگر اين ميكروب يا اين كرم را داشت ، حرام است . تمثيل در اصطلاح فقهاء ، قياس ناميده مىشود و دليل بر عدم حجّيّت آن دو امر است : اوّلا : در منطق نيز آمده است كه قياس ، چيزى بيشتر از احتمال افاده نمىكند و احتمال ارزش علمى ندارد . ثانيا : روايات زيادى در ردّ و مذمّت عمل به قياس وارد شده تا حدّى كه آمده است اگر در دين قياس شود ، دين از بين مىرود . چنان كه در « بحار الانوار 26 / 33 » آمده است : « انّ دين اللّه لا يصاب بالقياس » . ( 1 ) - قياس به اعتبار صورت و هيئت تقسيم مىشود به الف : قياس اقترانى ب : قياس استثنايى و به اعتبار ماده و اجزاء تشكيل‌دهنده تقسيم مىشود به صناعات خمس : 1 - صناعت برهان 2 - صناعت جدل 3 - صناعت خطابه 4 - صناعت شعر 5 - صناعت مغالطه . آنچه از صناعات خمس در مسير استدلال و اثبات حكم شرعى قرار مىگيرد ، عبارت از صناعت برهان يعنى قياس بوده كه به لحاظ صورت به دو قسم اقترانى و استثنايى مىباشد .