حسن سيد اشرفى
12
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
عقلى ) دليل شرعى در مقابل دليل عقلى . و كلامى نيست ( از محلّ بحث خارج است ) در اين قسم ( دليل مركّب از مقدّمات غير عقلى ) در اينجا ( مقصد دوّم ) . و گاهى مىباشد هريك از اين دو ( مقدّمه ) يا يكى از اين دو ( مقدّمه ) عقلى ، يعنى از آنچه ( حكمى ) كه حكم مىكند عقل به آن ( حكم ) بدون اعتماد بر حكم شرعى ، پس دليلى كه تشكيل مىشود ( دليل ) از اين دو ( مقدّمه ) ناميده مىشود ( دليل متشكّل از دو مقدّمهء عقلى ) عقلى ، و اين دليل عقلى بر دو قسم است : 1 - اينكه باشند دو مقدّمه هر دو ، عقلى ، همچون حكم عقل به نيكو بودن شىء يا قبيح بودن آن ( شىء ) ، سپس حكم آن ( عقل ) به اينكه همانا هرچه ( فعلى ) را حكم كرد به آن ( فعل ) عقل ، حكم كرده است به آن ( فعل ) شرع برطبق آن ( عقل ) ، و اين ( حكم عقل ) قسم اوّل از دليل عقلى است ، و اين ( قسم اوّل ) قسم مستقلّات عقلى است . 2 - اينكه باشد يكى از دو مقدّمه ، غير عقلى و ديگرى عقلى ، همچون حكم عقل به واجب بودن مقدّمه به هنگام واجب بودن ذى آن ( مقدّمه ) ، پس اين ( حكم عقل به وجوب مقدّمه ) مقدّمهء عقلى صرف است و منضمّ شده است به اين ( مقدّمهء عقليّه ) حكم شرع به وجوب ذى المقدّمه . و همانا ناميده مىشود دليلى كه تشكيل شده است ( دليل ) از اين دو ( دو مقدّمهاى كه يكى عقلى است ) عقلى ، به خاطر غلبه دادن جانب مقدّمهء عقلى . و اين ( دليل عقلى متشكّل از يك مقدّمه عقلى ) آن ( دليل عقلى ) قسم دوّم از دليل عقلى است ، و اين ( قسم دوّم ) قسم غير مستقلّات عقليّه است . و همانا ناميده شده است ( قسم دوّم ) به اين ( غير مستقلّات عقليّه ) ، زيرا همانا - از واضح است - اينكه همانا عقل ، استقلال ندارد به تنهايى ( عقل ) در رسيدن به نتيجه ، بلكه كمك گرفته است ( عقل ) از حكم شرع در يكى از دو مقدّمهء قياس . نكات دستورى و توضيح واژگان المقصد الثّانى الملازمات العقليّة : كلمهء « المقصد » مبتدا و كلمهء « الثّانى » صفت و كلمهء