حسن سيد اشرفى
54
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
و سمّوا الجزء الثّانى الخ : نكات دستورى همانند قبلى است . شرح ( پرسش و پاسخ ) 478 - مناط و ملاك در مفهوم داشتن جملهء شرطيّه چيست ؟ « 1 » ( انّ دلالة الجملة . . . ثلاثة مترتّبة ) ج : مىفرمايد : دلالت داشتن جملهء شرطيّه بر مفهوم ، متوقّف بر دلالت جملهء شرطيّه يا به واسطه وضع واضع يا به واسطه اطلاق « 2 » بر امور سهگانه است . « 3 » 479 - امر و مقدّمهء اوّل بر مفهوم داشتن جملهء شرطيّه چيست ؟ ( 1 - دلالتها على الارتباط . . . و التّالى ) ج : مىفرمايد : مقدّمهء اوّل آن است كه جملهء شرطيّه دلالت كند بر وجود ارتباط و علقهء لزوميّه بين مقدّم ( شرط ) و تالى ( جزاء ) . « 4 »
--> ( 1 ) - مفهوم جمله شرطيّه عبارت بود از « الانتفاء عند الانتفاء » با توضيحى كه داده شد . حال مصنّف مىفرمايد : اين مفهوم يعنى « الانتفاء عند الانتفاء » وقتى وجود دارد كه سه مقدّمه در دلالت جمله شرطيّه موجود باشد . ( 2 ) - يعنى واضع ، جملهء شرطيّه را براى دلالت بر اين امور وضع كرده باشد يا به واسطه اطلاق به قرينهء مقدّمات حكمت چنين دلالتى داشته باشد . ( 3 ) - ولى در « كفاية الاصول 1 / 302 » آن را متوقّف بر چهار مقدّمه مىداند : 1 - ارتباط و علقه لزوميه 2 - ترتب يعنى جزا و تالى در وجود مؤخر از شرط باشد و نه متلازم و يا مقدم باشد . و دو مقدمهء ديگر . بنابراين ، جملهء « ان كان النّهار موجودا فالشّمس طالعة » دلالت بر الانتفاء عند الانتفاء نمىكند . در نتيجه منكر مفهوم داشتن شرط بايد يكى از اين مقدمات را منكر شود ولى مدعى مفهوم داشتن جمله شرطيّه به ياد همه اين مقدمات را اثبات كند . ( 4 ) - ارتباط لزومى و نه اتفاقى . يعنى هميشه وجود شرط ، وجود جزاء را به دنبال داشته باشد نه اينكه به نحو اتّفاقى باشد ، مثل ناهقيّت حمار به دنبال نطق زيد در قضيّهء « ان كان زيد ناطقا فالحمار ناهقا » كه به نحو اتّفاقى است .