حسن سيد اشرفى

14

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

براى مفهوم بوده « 1 » و چون اختصاص به مدلولات التزاميّهء جملات تركيبيّه اعمّ از انشائيّه « 2 » يا جملات اخباريه « 3 » دارد ، اصطلاح اصولى است و اين معنا از مفهوم ، مقصود از بحث در مفاهيم مىباشد . بنابراين به مدلول لفظ مفرد هرچند از مدلولات التزاميه باشد ، مفهوم گفته نمىشود . « 4 » 460 - مقصود از منطوق كه مفهوم به معناى سوّم در مقابل آن بوده چيست و چرا آن را منطوق ناميده‌اند ؟ ( امّا المنطوق . . . بقرينة ) ج : مىفرمايد : مقصود اصوليّون از منطوق عبارت از معنايى است كه لفظ و كلام متكلّم ،

--> ( 1 ) - يعنى بين تعريف سوم با اوّل و دوّم عموم و خصوص مطلق است . به اين معنا كه تعريف سوّم اخصّ از اوّل و دوّم است . زيرا تعريف اوّل شامل معناى مطابقى و التزامى و مدلول مفرد و جمله هر دو مىشود ولى تعريف سوّم فقط شامل مدلولات التزامى و مدلولات جملات مىشود . نسبت به تعريف دوّم نيز اعمّ از اين است كه مدلول لفظ باشد يا غير لفظ ولى تعريف سوّم فقط شامل مدلولات لفظى مىشود . و در دوّم « وقتى مدلول لفظ باشد » نيز اعمّ از مدلول مطابقى يا التزامى است . ولى در سوّم فقط شامل مدلولات التزامى مىشود . ( 2 ) - مثل « إن جاءك زيد فاكرمه » يا « اكرم زيدا » . انشائيه بودن جمله اوّلى به اعتبار جواب شرط كه فعل امر بوده مىباشد . ( 3 ) - مثل « ان كانت الشمس طالعة فالنّهار موجود » يا « زيد قائم » اخبارى بودن جملهء اوّلى به اعتبار جواب شرط است . ( 4 ) - مثل دلالت لفظ جوهر بر قلم . يا دلالت لفظ آتش بر حرارت . و خروجش از محل بحث آن است كه مقصود اصولى به دست آوردن قضايايى است كه در طريق استنباط قرار گيرد و اين معنا فقط در جملات وجود دارد .