صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
24
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
سفاهت و بلاهت خوارج را تجربه كرده بود و از سوى ديگر ناآگاهى مردم شام را نيز مىدانست ، حاضر نبود جنگ بىسرانجامى را آغاز كند ، جنگى كه بهانه تازهاى بدست معاويه مىداد تا اهالى شام را اين بار ، نه به عنوان خونخواهى عثمان ، كه به عنوان پيمان شكنى ، بر عليه على ( ع ) بشوراند و باز مردم عراق را با خدعه و فريبى ديگر بفريبد و گمراه نمايد . على ( ع ) در اين باره مىفرمايد : « مىخواهم به وسيله شما ( خوارج ) بيماريها ، را مداوا كنم ، اما شما خود » « درد من هستيد ، به كسى مىمانم كه بخواهد خار را بوسيلهء خار » « بيرون آورد ، در حالى كه اذعان دارد تمايل خار بسوى خار است « 1 » . » بدين جهت بود كه على رعايت آتش بس يك ساله را با معاويه ضرورى مىدانست ، علاوه بر اينكه در اين فاصله مردم فرصتى پيدا مىكردند تا در موضوعات و رخ دادهاى گذشته بهتر بينديشند و راه صواب را پيدا كنند ، اما خوارج كه در صلح و در جنگ ، حزم و دورانديشى را رعايت نمىكردند ، امام ( ع ) را در پيمان صلح با معاويه مقصر و خطاكار مىدانستند و وى را مورد سؤال قرار مىدادند ، حضرت در پاسخ مىفرمودند : « اما اينكه مىگوييد چرا ميان خود و معاويه پيمان صلح را پذيرفتم ، تنها » « براى اين بود كه بىخردان در جستجوى حقيقت بر آيند و آنها كه » « آگاهند استوار گردند ، شايد خداوند در اين فاصله كار اين امت را » « اصلاح نمايد ، ( مىخواستم ) تا راه دست يا بى به حق به روى آنها بسته » « نشود ، تا براى شناختن حق عجله و شتاب كنند و مانند سابق گمراه » « گردند « 2 » . » با تمام اين توضيحات ، خوارج از رأى خود باز نگشتند ، بلكه كم كم با خشونت و قتل مسلمانان چنان آتشى را بر افروختند كه على ( ع ) ناگزير به دفع آن گرديد ، لذا سپاهى را آماده ساخت و در محلى بنام « نهروان » با آنان به جنگ پرداخت ( سال 38 هجرى ) .
--> ( 1 ) خطبهء 120 نهج البلاغه فيض الاسلام . ( 2 ) خطبهء 125 نهج البلاغه فيض الاسلام