صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
20
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
مادرى خود را قرار داد . همچنين در بصره « ابو موسى اشعرى » را كنار گذاشت و به جاى آن عبد اللَّه بن عامر دائى زاده خود را منصوب كرد . در مصر هم عمرو عاص را برداشت و برادر رضاعى خود ، عبد اللَّه بن سرح را به عمارت آنجا فرستاد . وليد بن عقبه كه در كار دين سخت بىبند و بار بود « 1 » ، و سوء استفادههاى بسيارى از بيت المال داشت « 2 » ، مورد اعتراض مردم قرار گرفت . اين اعتراضات كه از جانب ابن مسعود ( خزانه دار كوفه ) نيز حمايت مىشد نهايتا به نتيجه رسيد و عثمان را مجبور به عزل وليد كرد ، اما باز او يكى ديگر از خويشان خود ( سعيد بن عاص ) را به امارت كوفه فرستاد . در مصر و بصره نيز اعتراضات مشابهى وجود داشت ، آنها بارها نمايندگانى را جهت رسيدگى به شكايات خود نزد خليفه فرستادند ولى عثمان به آنها توجهى نكرد ، تا اينكه مردم خود ، بسوى مدينه روان شدند و بناى دادخواهى نمودند ، خليفه كه خود را شكست خورده مىديد ، به ناچار متعهد شد كه خطاهاى گذشته را جبران كند و حتى در اين زمينه تعهد كتبى نيز سپرد . اما به محض بازگشت مخالفان ، پيمان خود را ناديده گرفت و نامهاى بسوى مصر فرستاد كه طى آن از والى مصر خواسته بود تا شورشيان را سركوب و به هر ترتيب غايله را خاتمه دهد . اين نامه در بين راه بدست ناراضيان مصرى افتاد و سرّ خليفه فاش گرديد . مصريها ، خشم آلود دوباره به مدينه باز آمدند و مردم كوفه و بصره نيز بدانها پيوستند . اين بار با محاصرهء خانه عثمان عزل وى را خواستار شدند ولى او حاضر به كناره گيرى نمىشد و مىگفت : « من كسى نيستم كه جامهاى را كه خداوند به من پوشانيده از » « تن بيرون كنم » . بهر حال با كشته شدن يكى از مردم بدست نگهبانان خليفه ، شورشيان بدرون خانه عثمان هجوم بردند و وى را از پاى در آوردند .
--> ( 1 ) مثلا يك روز با حالت مستى وارد مسجد شد و نماز صبح را براى مردم چهار ركعت بجا آورد ، و سپس با صداى بلند شروع به خواندن تصنيفى كرد . ( 2 ) ر . ك : عقد الفريد 2 / 272