صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
21
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
خلافت على ( ع ) بعد از قتل عثمان انبوه مردم با ازدحامى سخت و اشتياقى فراوان بسوى على ( ع ) رو آوردند . اما كجىها و كاستىهاى موجود در جامعه چنان بود كه هر گونه اقدام اصلاحى را ناممكن مىساخت و هر تمايل و رغبتى را در پذيرش اين مسئوليت خطير از بين مىبرد . با اين همه چون كشتى به گل نشسته جامعه در خطر نابودى قرار داشت و مردم ناخدايى را مىطلبيدند ، على ( ع ) ناگزير ، زمامدارى را پذيرفت . امام ( ع ) تنها با اين انگيزه خلافت را پذيرفت كه ارزشهاى فراموش شده اسلام را دوباره احياء كند و باطل زنده شده را بار ديگر بميراند ، او خود در اين باره چنين مىفرمايد : « سوگند به خدائى كه دانه را شكافت و روح را آفريد ، اگر گروهى » « براى يارى من آماده نبود و حجت خداوند با وجود ياوران بر من تمام » « نمىگشت و پيمان الهى با دانايان در بارهء عدم تحمل پرخورى ستمكار » « و گرسنگى ستمديده نبود ، بىترديد مهار اين زمامدارى را به دوشش » « مىانداختم و فرجام آن را مانند آغازش با پيالهء بى اعتنائى « سيراب » « مىكردم « 1 » » . على ( ع ) بعد از پذيرش خلافت در نخستين نطق براى مردم ، برنامه حكومتى خود را چنين توصيف كرد : « تعهد خود را در گرو سخنى كه مىگويم قرار داده و ضمانت صدق آن » « را متعهد مىشوم ، . . . آگاه باشيد ، بلايا و گرفتاريهاى شما دوباره باز گشته » « و مشكلاتى كه امروز با آن روبرو هستيد ، همانند زمانى است كه » « خداوند پيامبرش را برانگيخت . » « سوگند به خدائى كه پيامبر را به حق فرستاد ، شما در هم آميخته مىشويد » « و غربال و تصفيه مىگرديد و همچون محتواى ديگ جوشان زير و رو » « خواهيد شد ، بطورى كه ، پائين نشينان بالا آيند و بالا نشينان به زير »
--> ( 1 ) خطبهء 3 نهج البلاغه فيض الاسلام ، همچنين ر . ك : نامه 63 و خطبهء 131