قادر حيدرى فسايى
43
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
در هردو صورت ، با قصد امر غيرى ، قصد آن عنوان خاص واقعى شده است اجمالا . با حفظ اين مقدمه : صغرى : اين جواب ، لازمهاش اين است كه اگر مكلّف عنوان خاص واقعى را بواسطهى صورت دوم قصد كند طهارات صحيح باشد . كبرى : و اللازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله ( پس جواب باطل است ) . اشكال دوم مصنف بر جواب : اين جواب ، اشكال ترتب ثواب را ( كه اشكال اول در طهارات ثلاث بود ) دفع نمىكند . « 1 » لانّ غاية ما يقتضيه لزوم قصد الامر داعيا فتكون بذلك عبادة . قوله : « و ثانيهما . . . » . جوابى ديگر از اشكال اول و دوم در طهارات ثلاث : منشأ عباديت طهارات ثلاث ، امر غيرى متعلّق به آنها نيست تا اين دو اشكال لازم بيايد بلكه غرض مولى از امر به ذى المقدمه ، مقتضى عباديت طهارات ثلاث است . « 2 » توضيح : غرضى كه مولى از امر به ذى المقدمّه ( صلوة مثلا ) دارد با دو شرط حاصل مىشود : الف ) ذى المقدمه با قصد قربت انجام بگيرد . ب ) مقدمه نيز ( طهارات ثلاث ) با قصد قربت انجام بگيرد . پس غرض مولى از امر به ذى المقدمه مولّد عباديت طهارات ثلاث است . به بيان ديگر از بين مقدمات صلوة ، طهارات ثلاث اين ويژگى را دارند كه بايد با قصد قربت و به صورت عبادى انجام بگيرند تا غرض از ذى المقدمه حاصل شود .
--> ( 1 ) - اوّلا : اين جواب ، اشكال ترتب ثواب را دفع مىكند . ثانيا : مجيب در مقام دفع اشكال ترتب ثواب نيست . پس اشكال دوم مصنف وارد نيست . ( 2 ) - اين جواب نيز مثل جواب قبل ، جواب از دو اشكال نخواهد بود .