قادر حيدرى فسايى

42

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

بماهى ، مقدمه نيستند بلكه بماهى معنونة بعنوان ، مقدمه مىباشند ) ولى چون مكلّف علم تفصيلى به آن عنوان ندارد آن عنوان را اجمالا قصد مىكند به اين صورت كه طهارات را به قصد امر غيرى متعلّق به آنها و به داعويّت امر غيرى متعلّق به آنها انجام مىدهد . اگر مكلّف طهارات را به اين قصد انجام دهد طهارات را به قصد مقدمه انجام داده است و چون مقدمه‌ى طهارات با آن عنوان خاص است پس قصد امر غيرى ، قصد اجمالى آن عنوان نيز خواهد بود بدون اينكه مكلّف تفصيلا آن عنوان را بداند . به بيان ديگر ، امر غيرى مقدمى مكلّف را به انجام مقدمه دعوت مىكند و مقدمه ، طهارات با آن عنوان خاص است . پس امر غيرى مقدمى مكلّف را به انجام طهارات با آن عنوان خاص دعوت مىكند . بنابراين اگر مكلّف طهارات را به قصد امر غيرى متعلّق به آنها انجام داد ، در ضمن قصد تفصيلى امر غيرى ، قصد اجمالى آن عنوان نيز حاصل است . خلاصه اينكه قصد تفصيلى امر غيرى ، قصد اجمالى آن عنوان است و در قصد امر غيرى قصد عنوان پنهان است . اشكال اول مصنف بر جواب : مقدمه : اگر مكلّف طهارات ثلاث را به قصد امر غيرى متعلّق به آنها انجام دهد اين قصد الامر دو صورت دارد : 1 ) گاهى قصد الامر ، بنحو غايت و داعى و باعث است . مثل اينكه مكلّف بگويد انّى اتيت بالوضوء لوجوبه شرعا ( بواسطه‌ى لوجوبه شرعا قصد الامر شده است و اين قصد الامر بنحو غايت و باعث است ) . در اين صورت طهارات صحيح است . 2 ) گاهى قصد الامر ، بنحو غايت و داعى و باعث نيست بلكه به نحوى ديگر است مثلا بنحو توصيف . آنگاه غايت و باعث انجام طهارات ، شىء ديگر غير قربى باشد . مثل اينكه مكلّف بگويد : انّى اتيت بالوضوء الواجب لاجل التبريد ( بواسطه‌ى الواجب كه وصف وضوء است قصد الامر شده است و اين قصد الامر غايت و باعث نيست . بلكه غايت و باعث وضو تبريد است كه يك داعى غير قربى مىباشد ) .