قادر حيدرى فسايى

41

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

كبرى : و اللّازم باطل ( لقيام الاجماع على الكفاية ) . نتيجه : فالملزوم مثله . جواب از اشكال ضمنى : « 1 » اگر مكلّف طهارات ثلاث را به قصد امر غيرى متعلّق به آنها انجام دهد و به اين قصد اكتفاء كند صحيح است . چون در ضمن قصد امر غيرى ، قصد امر نفسى ( كه منشأ عباديت طهارات ثلاث است ) نيز حاصل است به علت اينكه امر غيرى مكلّف را به انجام مقدمه دعوت مىكند و مقدمه طهارت عبادى است يعنى طهارتى كه مأمور بها به امر نفسى مىباشد . پس امر غيرى مكلّف را به انجام طهارتى كه مأمور بها به امر نفسى است دعوت مىكند . پس با قصد امر غيرى ، اجمالا قصد امر نفسى نيز موجود است . فافهم . قوله : « و قد تفصّى . . . » . جوابى ديگر از اشكال اول و دوم در طهارات ثلاث : « 2 » منشأ عباديت طهارات ثلاث ، امر غيرى متعلّق به آنها نيست تا اين دو اشكال لازم بيايد بلكه منشأ عباديت انطباق يك عنوان راجح بر طهارات است . « 3 » توضيح جواب در ضمن دو مرحله : مرحله‌ى اول : ذات حركاتى كه در طهارات ثلاث انجام مىگيرند مقدمه براى صلوة و امثال صلوة نيستند بلكه اين حركات به ملاحظه‌ى عنوان حسن و خاصى كه در واقع دارند مقدمه مىباشند . پس متعلّق امر غيرى مقدمى ، نفس طهارات نيست بلكه طهارات با آن عنوان خاصى كه در واقع دارند متعلّق مىباشند . مرحله‌ى دوم : مكلّف در مقام انجام طهارات بايد آن عنوان را قصد كند . يعنى طهارات را به قصد اينكه واجد آن عنوان خاص هستند انجام بدهد ( چون حركات

--> ( 1 ) - اين جواب در حقيقت رد بر ملازمه‌اى است كه در صغرى گفته شد . اين جواب با عبارت « و الاكتفاء . . . » بيان شده است . ( 2 ) - ر ك : مطارح الانظار ، ص 71 . ( 3 ) - در اينكه اين جواب ، جواب از دو اشكالى باشد كه مصنف مطرح فرموده‌اند ، تأمل است . ر ك : نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 203 .