قادر حيدرى فسايى
91
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
رفع اضطرار اعاده يا قضاء لازم است ) اعمّ از آنكه دليل به لسان بدليّت باشد مثل يكفيك عشر سنين و يا به لسان امر مثل تيمّموا صعيدا اين است كه مأمور به اضطرارى مجزى است و در صورت عدم صحّت تمسّك به اطلاق ( به اينكه مولى در مقام تشريع اصل مأمور به اضطرارى باشد نه در مقام بيان تمامى وظيفهى مضطّر ) نسبت به وجوب اعاده يا قضاء « 1 » به اصل عملى كه برائت است رجوع مىشود . نكته : در اينكه سبب وجوب قضاء بر مكلّف در صورت رفع اضطرار در خارج از وقت چيست دو احتمال است : 1 ) سبب ، فوت واقع است مطلقا ( اعمّ از آنكه آن واقع فريضهى فعليّه در حق مكلّف باشد يا خير ) . در اين صورت قضاء واجب است . چون از مكلّف واقع كه نماز با وضوء باشد فوت شده است اگرچه اين واقع فريضهى فعليّه در حق او نبوده است . 2 ) سبب ، فوت واقع است در صورتى كه آن واقع فريضهى فعليّه در حق مكلّف باشد . در اين صورت قضاء واجب نيست مستفاد از دليل قضاء ( من فاتته فريضة فليقضها ) همين احتمال دوم است . قوله : « المقام الثانى . . . » . [ إجزاء مأمور به ظاهرى از واقع ] مقدّمه : حكم ظاهرى دو اصطلاح دارد : 1 ) به حكمى گفته مىشود كه به وسيلهى اصل عملى ثابت شود . در مقابل ، حكم واقعى به حكمى گفته مىشود كه به وسيلهى دليل اجتهادى ثابت شود . 2 ) به حكمى كه عند الجهل به حكم واقعى لوح محفوظى ثابت شده گفته مىشود پس به حكم ثابت بوسيلهى دليل اجتهادى يا اصل عملى حكم ظاهرى گويند . در مقابل حكم واقعى به حكم لوح محفوظى مىگويند
--> ( 1 ) - ر ك : نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 152 .