قادر حيدرى فسايى
53
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
2 ) نظريه مشهور : اين صيغ از معانى خودشان ( تمنّى ، ترجّى و استفهام ) منسلخ شدهاند . دليل : صغرى : اگر اين صيغ در معانى خودشان استعمال شوند لازمهاش عجز ( در تمنّى و ترجّى ) و جهل خداوند ( در استفهام ) است . كبرى : و اللازم باطل محال . نتيجه : فالملزوم مثله . جواب مصنّف : المحال ليس بواقع و الواقع ليس بمحال . توضيح : آنچه محال است ( استعمال اين صيغ به انگيزهى تمنّى ، ترجّى و استفهام ) واقع نشده است . و آنچه واقع شده است ( استعمال اين صيغ به انگيزههاى ديگر غير از تمنّى ، ترجّى و استفهام ) محال نيست . مثلا استفهامى كه در كلام خداوند به كار رفته و خداوند قائل آن است به انگيزههايى غير از استفهام است ، مثل اظهار محبّت ، انكار توبيخى ، انكار ابطالى ، تقرير و . . . و اين امور بر خداوند محال نيست . مقتضاى ادات استفهامى كه به انگيزهى انكار توبيخى است ، اين است كه ، ما بعد ادات استفهام واقع شده ولى فاعل آن مورد ملامت و سرزنش است . در انكار ابطالى ما بعد ادات استفهام واقع نشده و مدّعى آن كاذب است . در تقرير ، متكلّم در صدد اعتراف گرفتن از مخاطب است . « 1 » قوله : « الثانى . . . » . [ مبحث دوّم : تبادر وجوب از صيغهى امر ] دربارهى صيغه امر ، اقوال فراوانى « 2 » وجود دارد كه در كتاب به چهار قول اشاره شده است .
--> ( 1 ) - براى فهم اين انگيزهها و مثالهاى آن به باب اوّل مغنى اللبيب مبحث همزه مراجعه شود . ( 2 ) - ر ك : مفاتيح الاصول ، ص 110 .