قادر حيدرى فسايى
44
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
ديگرى وجود ندارد كه قائم به نفس باشد و نامش كلام نفسى باشد . 3 ) خبريّه . در جمله خبريّه يك نسبت كلاميّهى منشأ وجود دارد كه با جملهى زيد قائم ايجاد مىشود كه قبل از گفتن اين جمله اين نسبت نبود و يك علم به نسبت ، وجود دارد كه قائم به نفس است . غير از اين دو بالوجدان يك امر ديگرى وجود ندارد كه قائم به نفس باشد و نامش كلام نفسى باشد . « 1 » قوله : « كما قيل انّ . . . » . اشاعره معتقدند كه طلب و اراده ، متغاير هستند و به « 2 » عبارت ديگر قائل به ثبوت كلام نفسى هستند . دليل اوّل اشاعره : شعر اخطل نصرانى انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما * جعل اللّسان على الفؤاد دليلا نحوهى دلالت : مستفاد از شعر اين است كه ما دو نوع كلام داريم : الف ) كلامى كه در قلب و نفس است ( كلام نفسى ) . ب ) كلامى كه بر زبان جارى است و دليل بر كلام نفسى و حاكى از آن است ( كلام لفظى ) . جواب مصنّف : اين شعر منقول از معصوم نيست تا حجيّت داشته باشد . دليل دوم اشاعره : در اوامر امتحانيّه و اعتذاريّه طلب هست ولى اراده نيست ( اوامر اعتذاريّه اوامرى هستند كه هدف مولا از آنها ، انجام عمل توسط عبد نيست ؛ بلكه منظور اين است كه عبد ، عمل را انجام ندهد تا مولا عذرى نزد عقلاء در مؤاخذهى عبد داشته باشد ) و اين نشانهى تغاير است .
--> ( 1 ) - ر ك : محاضرات ، ج 2 ، ص 21 . ( 2 ) - اشاعره معتقدند كه در جملههاى انشائيه طلبيه غير از اراده و مقدمات اراده ، صفت ديگرى در انسان وجود دارد كه قائم به نفس انسان است كه آن صفت ، كلام نفسى و طلب ناميده مىشود و لذا اين دو كلام عبارة اخرى هستند .