قادر حيدرى فسايى

45

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

توضيح : امر دو صورت دارد : الف ) گاهى با ارادهء فعل است . ب ) گاهى با اراده فعل نيست همچون امر امتحانى و امر اعتذارى . در اين صورت ( ب ) طلب هست ولى اراده نيست ، معلوم مىشود اين دو غير از هم هستند . جواب مصنّف : در اين دو نوع امر ، طلب انشايى هست ولى اراده‌ى حقيقيّه نيست با حفظ اين نكته ، آنچه را كه اين دليل اثبات مىكند ( كه همان تغاير طلب انشايى با اراده‌ى حقيقيّه باشد ) معتزله و اماميّه منكر آن نيستند . و آنچه را كه معتزله و اماميّه معتقد به آن هستند ( كه همان اتّحاد طلب در هر مرتبه‌اى با اراده در همان مرتبه باشد ) اين دليل آن را رد نمىكند . قوله : « ثمّ انّه يمكن . . . » . شايد بتوان بين دو نظريه مصالحه برقرار كرد به اين صورت كه بگوييم مراد قائلين به مغايرت طلب و اراده اين است كه طلب در هر مرتبه‌اى با اراده در مرتبه‌اى ديگر ، مغاير است مثلا طلب حقيقى با اراده انشائيّه . و مراد قائلين به اتّحاد اين است كه طلب در هر مرتبه‌اى با اراده در همان مرتبه متّحد است پس نزاعى در بين نيست . فافهم . قوله : « دفع وهم . . . » . دفع توهّم : قوشجى كه از متكلّمين اشاعره مىباشد درباره‌ى معتزله و اماميّه توهّمى كرده است . مصنّف توهّم را ذكر و سپس رد مىكند . توهّم : اماميّه و معتزله مدلول و معناى كلام لفظى را صفات مشهوره‌ى قائمه به نفس مىدانند ( صفات مشهوره عبارتند از : اراده‌ى حقيقى باطنى در امر و نهى ، علم به نسبت در جمله خبريّه ، ترجّى حقيقى باطنى در لعل و . . . ) .