قادر حيدرى فسايى
32
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
1 ) مجاز در كلمه : استعمال لفظ در غير موضوع له است مثل استعمال اسد در رجل شجاع . در مقابل مجاز در كلمه ، حقيقت در كلمه است مثل استعمال اسد در حيوان مفترس . 2 ) مجاز در اسناد يا مجاز عقلى : اسناد الفعل او ما هو بمعناه الى غير ما هو له بتاوّل است مثل جرى الميزاب . در مقابل مجاز در اسناد ، حقيقت در اسناد ( حقيقت عقليّه ) است مثل جرى الماء . مسند و مسنداليه در مجاز عقلى چهار صورت دارد : الف ) هر دو در معناى حقيقى به كار بروند . مثل انبت الربيع البقل . ب ) هر دو در معناى مجازى به كار بروند . مثل احيى الارض شباب الزمان . ج ) مسند در معناى حقيقى و مسند اليه در معناى مجازى به كار برود . مثل انبت البقل شباب الزمان . د ) بالعكس مثل احيى الارض البقل . با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : هنگامى كه مشتقّ بر موضوعى حمل مىشود دو بحث وجود دارد : 1 ) بحث از معناى هيأت مشتقّ با قطع نظر از حمل و اسناد : « مصنّف » مىفرمايند : اگر هيأت مشتقّ بخواهد در معناى حقيقى خودش به كار برود ، مشروط به اين نيست كه اسناد مبدأ به ذات اسناد حقيقى ( حقيقت عقليّه ) باشد مثل الميزاب جار و الماء جار . كلمهى جار در هر دو مثال در معناى حقيقى خودش به كار رفته ، ولى اسنادش به الميزاب مجاز عقلى و به الماء حقيقت عقليّه است . 2 ) بحث از اسناد و حمل مشتقّ : « صاحب فصول » مىفرمايند : اگر اسناد و حمل مشتقّ بخواهد اسناد حقيقى ( حقيقت عقليّه ) باشد مشروط به اين است كه اسناد مبدأ به ذات اسناد حقيقى باشد مثل الماء جار بر خلاف الميزاب جار . مرحوم مصنّف تصور فرموده كه صاحب فصول در بحث اوّل قائل به اشتراط است و لذا به صاحب فصول اشكال گرفته است و حال آنكه صاحب فصول در