قادر حيدرى فسايى

28

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

با حفظ اين دو نكته مىگوييم : درباره صفاتى كه بر اللّه حمل مىشود ( مراد از صفات ، صفات ذاتيّه است مثل حىّ و عالم و . . . ) دو نظريه وجود دارد : 1 ) نظريه مصنّف : اين صفات به همان معنايى كه حمل بر غير اللّه مىشوند بر اللّه حمل مىشوند و اطلاق اين صفات بر اللّه ، اطلاق حقيقى است . ( اين صفات زمانى كه بر غير اللّه حمل مىشوند به معناى ذاتى هستند كه مغاير با مبدأ مىباشد مثل الانسان عالم . اين صفات هنگام حمل بر اللّه نيز به همين معناست مثل اللّه عالم . عالم در هر دو حقيقت در ذاتى است كه با علم مغايرت دارد ) . دليل : صغرى : شرط حقيقت بودن اطلاق مشتقّ بر ذات ، مغايرت مبدأ با ذات است . كبرى : مغايرت مبدأ با ذات ، در صفات اطلاق شده‌ى بر اللّه موجود است . ( اللّه و علم اللّه اگرچه مصداقا متحد هستند يعنى هر دو موجود به يك وجودند ولى مفهوما متغاير هستند ، پس مبدأ يعنى علم با ذات يعنى اللّه مغاير مىباشند ) نتيجه : شرط حقيقت بودن اطلاق مشتقّ بر ذات ، در صفات اطلاق شده‌ى بر اللّه موجود است . 2 ) نظريه صاحب فصول : اين صفات هنگام حمل بر غير اللّه معنايى دارند ولى هنگام حمل بر اللّه از آن معنا به معناى ديگرى نقل پيدا كرده‌اند . ( معناى صفات هنگام حمل بر غير اللّه ، ذاتى است كه مغاير با مبدأ مىباشد ؛ ولى هنگام حمل بر اللّه ذاتى است كه متحد با مبدأ مىباشد ) . جواب مصنّف : بالاتّفاق در حمل مشتقّ بر ذات ، مغايرت مبدأ مشتقّ با ذات لازم است و بين اللّه و مبدأ مشتقّ مغايرت وجود دارد . ( مغايرت مفهومى ) بنابراين وجهى براى نقل نيست .