قادر حيدرى فسايى
29
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « الخامس . . . » . [ امر پنجم : قيام مبدء به ذات ] در صدق حقيقى مشتقّ بر ذات بالاتفاق مغايرت ذات با مبدأ مشتقّ لازم است چنان كه در امر رابع گفته شد . در اين امر بحث در اين است كه آيا در اين صدق ، قيام و قوام پيدا كردن مبدأ به ذات ، لازم است يا خير ؟ در كتاب به دو نظريه اشاره شده است . 1 ) نظريه بعضى : قيام مبدأ به ذات لازم نيست . دليل : بر فاعل ، ضارب و مولم به نحو حقيقت صادق است با اينكه قوام ضرب و الم ، به مضروب و مولم است . « 1 » معلوم مىشود كه در صدق حقيقى مشتقّ بر ذات ، قيام مبدأ به ذات لازم نيست . 2 ) نظريه مصنّف : قيام مبدأ به ذات لازم است ولى قيام ، انواع مختلفهاى دارد كه عبارتند از : الف ) گاهى صدورى است ؛ مثل زيد ضارب . ( ضرب از زيد صادر مىشود ) . ب ) گاهى حلولى است ؛ مثل زيد عالم . ( علم در زيد حلول كرده است ) . ج ) گاهى وقوعى است ؛ وقوع مبدأ بر ذات در اسم مفعول مثل زيد مقتول يا وقوع مبدأ در ذات در اسم زمان و مكان مثل المسجد مقتل و يوم الجمعة مقتل يا وقوع مبدأ به واسطه ذات در اسم آلت مثل هذا مفتاح . د ) گاهى انتزاعى مشوب است به نحوى كه ذات منشأ براى انتزاع مفهوم مبدأ است و مبدأ در خارج به عين وجود ذات موجود است و به اصطلاح اتحاد وجودى دارند مثل اللّه عالم . ( مبدأ كه علم باشد قائم به ذات است از نوع قيام انتزاعى ، يعنى از ذات انتزاع شده به نحوى كه در خارج عين ذات است ) . ه ) گاهى انتزاعى صرف است به نحوى كه ذات منشأ براى انتزاع مفهوم مبدأ است ولى مبدأ در خارج موجود نيست مثل زيد زوج . ( مبدأ كه زوجيّت باشد قائم به ذات است از نوع قيام انتزاعى . يعنى از ذات انتزاع شده به نحوى كه مبدأ ما بازاء در خارج ندارد . فقط منتزع عنه كه همان ذات باشد در خارج موجود است ) .
--> ( 1 ) - ر ك : نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 153 .