قادر حيدرى فسايى

27

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

نتيجه : فالملزوم مثله . تامّل . جواب دوم : اتحاد اعتبارى مذكور ، بر خلاف وجدان است . توضيح : در قضايا اعمّ از آنكه به صورت حمل اوّلى باشند مثل الانسان حيوان ناطق و يا به صورت حمل شايع باشند مثل الانسان ضاحك ، بالوجدان هريك از موضوع و محمول بماله من المعنى ملاحظه و در نظر گرفته مىشود با آن نحوه اتحاد و تغايرى كه بين آنها موجود است . بر صاحب فصول اشكالات ديگرى نيز وارد است . « 1 » قوله : « الرابع . . . » . [ امر چهارم : مغايرت مبدء با ذات ] مقدّمه : الف ) صفاتى كه به خداوند نسبت داده مىشود در يك تقسيم بر دو نوع است : 1 ) صفات ذاتيّه : به صفاتى گفته مىشود كه براى اتّصاف واجب به اين صفات احتياج به فرض امرى خارج از ذات واجب نمىباشد مثل حىّ ؛ خداوند حىّ است ، كسى در عالم باشد يا خير . 2 ) صفات فعليّه : به صفاتى گفته مىشود كه براى اتّصاف واجب به اين صفات احتياج به فرض امرى خارج از ذات واجب مىباشد مثل رازق . در صورت صدور رزق در خارج ، خداوند رازق است . « 2 » ب ) حمل مشتقّ بر ذات در صورتى صحيح است كه بين مبدأ مشتقّ و ذات تغاير باشد ، « 3 » مثلا در الانسان ضاحك بين انسان و ضحك مغايرت است .

--> ( 1 ) - ر ك : حاشيه مرحوم مشكينى . ( 2 ) - ر ك : نهاية الحكمة ، ص 284 . ( 3 ) - ر ك : محاضرات ، ج 1 ، ص 291 .