قادر حيدرى فسايى
56
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
ب ) اين حمل را بهصورت حمل اولى نمىپذيرد . عدم پذيرش اين حمل ، علامت اين است كه لفظ مجاز در اين معناست ( اعمّ از آنكه مجاز در كلمه و يا مجاز عقلى باشد كه توضيح آن خواهد آمد ) . مثل الرّجل الشجاع اسد كه ذهن اين حمل را نمىپذيرد . آزمايش دوم : در اين آزمايش قضيه حمليهاى تشكيل داده ، آنگاه يكى از افراد معناى مشكوك را موضوع و لفظ را محمول قرار مىدهيم ( اين آزمايش در جائى است كه موضوع و محمول بهصورت فرد و كلى باشند نه دو كلى ) سپس به انبار پر الفاظ و پر معناى ذهن مراجعه مىكنيم . ذهن دو صورت دارد : الف ) اين حمل را بهصورت حمل شايع مىپذيرد . اين پذيرش علامت اين است كه موضوع از افراد حقيقيّه معناى لفظى است كه محمول قرار گرفته است . مثال : ما شك داريم كه آيا بليد معناى انسان هست يا خير ؟ يكى از افراد بليد را موضوع قرار مىدهيم و انسان را بر آن حمل مىكنيم . مثلا اشاره به يك فرد از انسان مىكنيم و مىگوييم هذا البليد انسان . ذهن اين حمل را بهصورت حمل شايع مىپذيرد . معلوم مىشود اين فرد از افراد حقيقى معناى انسان است . ب ) اين حمل را بهصورت حمل شايع نمىپذيرد . اين عدم پذيرش علامت اين است كه موضوع از افراد حقيقية معناى لفظى كه محمول قرار گرفته نيست و لذا استعمال لفظ در آن فرد مجاز است ( اعم از آنكه مجاز در كلمه و يا مجاز عقلى باشد كه توضيح آن خواهد آمد ) . مثال : هذا البليد حمار . ذهن اين حمل را نمىپذيرد . نكته اول : مجاز در يك تقسيم بر دو قسم است : 1 ) مجاز مرسل : اگر علاقه بين معناى حقيقى و معناى مجازى غير مشابهت باشد ، مجاز مرسل است . مثل استعمال عين در جاسوس به علاقهء جزء و كلّ . 2 ) استعاره : اگر علاقه بين معناى حقيقى و معناى مجازى مشابهت باشد ، استعاره است . مثل استعمال اسد در رجل شجاع به علاقهء مشابهت . در استعاره دو نظريه