قادر حيدرى فسايى

57

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

وجود دارد : 1 ) نظريهء مشهور : استعاره از باب مجاز در كلمه است . يعنى لفظ اسد مثلا در معناى مجازى به كار رفته است . 2 ) نظريهء سكّاكى : استعاره از باب مجاز عقلى است . « 1 » يعنى لفظ اسد مثلا در معناى حقيقى خود به كار رفته است ولى عقل در معناى اسد تصرف كرده براى معناى اسد دو فرد درست مىكند . اين دو فرد عبارتند از : الف ) فرد واقعى يا متعارف يعنى حيوان مفترس . ب ) فرد ادّعائى يا غير متعارف يعنى رجل شجاع . « 2 » با حفظ اين نكته ، اگر سلب اسد از رجل شجاع ( در آزمايش اول ) صحيح شد ، استعمال اسد در رجل شجاع مجاز است از نوع مجاز در كلمه يا مجاز عقلى و هكذا سلب حمار از هذا البليد در آزمايش دوم . نكته دوم : اشكال دور كه در تبادر مطرح شد ، در صحت حمل و عدم صحت حمل نيز وجود دارد . ( صحت حمل متوقف بر علم به وضع است . حال اگر صحت حمل علامت حقيقت و وضع باشد ، لازمه‌اش اين است كه علم به وضع نيز متوقف بر صحت حمل باشد و هكذا عدم صحت حمل نسبت به علم به عدم وضع ) و الجواب هو الجواب . قوله : ثمّ انّه . [ اطّراد و عدم اطّراد ] * اطّراد علامت حقيقت و عدم اطّراد علامت مجاز است على قول . « 3 » نكته اول : اطّراد اين است كه لفظ ( مثل لفظ عالم ) بر فردى ( مثل زيد ) اطلاق مىشود به لحاظ معنائى ( علم ) كه در اين فرد است و ما مىبينيم كه اين معنا ( علم ) در هر فردى باشد ،

--> ( 1 ) - مراد از مجاز عقلى ، مجاز در اسناد نيست . مختصر قسمت بيان ، ص 70 ؛ شروح التلخيص ، ج 4 ، ص 58 . ( 2 ) - فوائد الاصول ، محقق نائينى ، ج 1 ، ص 94 . ( 3 ) - انّ الاقوال فى المقام اربعة على ما حكى . احدها ما هو المنسوب الى المشهور من كون الاطّراد علامة الحقيقة و عدمه علامة المجاز . الثانى انّه ليس واحد منهما علامة كما هو مختار المتن . الثالث انّ الاوّل علامة دون الثانى . الرابع عكسه . حاشيه مرحوم مشكينى .