قادر حيدرى فسايى
51
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
مثال : در زيد قائم ، زيد وضع شخصى و اعراب آن وضع نوعى دارد . مادهء قائم وضع شخصى و هيأت قائم مثل اعراب آن وضع نوعى دارد . هيأت زيد قائم كه جمله اسميه است نيز وضع نوعى دارد . سؤال : آيا جمله و مركب غير از اين دو وضع ، وضع سومى دارد كه اين وضع سوم از براى مجموع مفردات بهعلاوهء هيئت عارضهء بر اين مفردات متصله به هم باشد ؟ به عبارت ديگر مفردات و هيأت عارضهء بر مفردات متصله وضع دارند . آيا مجموع مفردات و هيأت عارضه نيز وضع دارد يا اينكه بعد از وضع مفردات ، ما تنها احتياج به يك وضع داريم و آن وضع براى هيأت عارضه بر مفردات متصله است ؟ جواب : جمله و مركب غير از دو وضع مذكور ، وضع سومى ندارد . دليل اول : صغرى : اگر در جمله و مركب وضع سوم وجود داشته باشد ، لازمهاش لغويت و يا تحصيل حاصل است . كبرى : و اللازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى : اگر وضع سوم از طرف واضع حكيم بدون غرض باشد ، لغو است و اگر به قصد توصّل به تفهيم باشد ، تحصيل حاصل است . چون توصّل بدون وضع سوم نيز حاصل مىشود . دليل دوم : صغرى : اگر در جمله و مركب وضع سوم وجود داشته باشد ، لازمهاش اين است كه مركب دو مرتبه بر معناى خود دلالت كند و به عبارت ديگر لازمهاش اين است كه مركب معناى واحد را دو مرتبه افاده كند . كبرى : و اللازم باطل وجدانا ( وجدان قاضى است كه تنها يك دلالت در كار است ) . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى : وضع سوم براى افادهء همان معنايى است كه هيأت آن معنا را