قادر حيدرى فسايى

50

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

اشكال : اگر دلالت تصديقيه تابع اراده باشد ، لازمه‌اش اين است كه در دو صورت زير دلالت تصديقيه نباشد : « 1 » 1 ) در جائى كه سامع خطا مىكند و قطع پيدا مىكند به چيزى كه مراد متكلم نيست . مثال : مراد متكلم از جئنى باسد رجل شجاع است ولى سامع قطع پيدا مىكند كه مراد حيوان مفترس است . براى كلام نسبت به حيوان مفترس بايد دلالت تصديقيه نباشد چون درواقع اراده نيست . 2 ) در جائى كه سامع خطا مىكند و قطع پيدا مىكند به اينكه متكلم از لفظ اراده‌اى دارد و حال آنكه متكلم هيچ‌گونه اراده‌اى ندارد . مثال : متكلم سهوا گفت : جاء زيد . سامع قطع پيدا مىكند كه متكلم از اين لفظ مجيىء زيد را اراده كرده است و حال آنكه متكلم اصلا چيزى را اراده نكرده است . پس در اين صورت نبايد دلالت تصديقيه باشد . جواب : بله در اين دو صورت دلالت تصديقيه وجود ندارد . چون دلالت تصديقيه تابع اراده است و در اينجا متبوع ( اراده ) وجود ندارد قهرا تابع ( دلالت تصديقيه ) نيز نخواهد بود . قوله : السادس . [ امر ششم : وضع مركبات ] جمله و مركبى كه از مفردات تشكيل‌شده بالاتفاق داراى دو وضع است : 1 ) مفردات جمله وضع دارند . توضيح : مفردى كه در جمله قرار دارد اگر جامد باشد ، بمادّته و هيئته وضعش شخصى است و اگر مشتق باشد مادهء آن وضع شخصى و هيئت آن - على قول - وضع نوعى دارد چنان‌كه اعراب هريك از مفردات نيز وضع نوعى دارد . 2 ) هيأت جمله و به عبارت ديگر هيأت عارضهء بر اين مفردات متصله به هم ، وضع دارد .

--> ( 1 ) - حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 40 ؛ نهاية الدرايه ، ج 1 ، ص 25 .