الآخوند الخراساني ( شرح : دولت آبادى )

127

شرح فارسى كفاية الأصول ( فارسى )

كه در بين عقلا هست به واسطه آن آثارى است كه از آن شىء پيدا مىشود يك شىء واحد به واسطه اثرى كه دارد صحيح است و به واسطه اثر ديگرى كه ندارد فاسد است . و همچنين اختلاف بين فقها و متكلمين در صحت عبادت كه اختلاف دارند كه عبادت صحيح كدام است و اين اختلاف ناشى مىشود از اثرى كه از عبادت پيدا مىشود بعد از آنى كه هر دو اتفاق دارند بر معناى صحت عبادت و آنكه عبادت صحيح آنست كه تمام باشد كما آنكه ذكر نموديم و همين تماميت معناى صحت است لغة و عرفا و زمانى كه غرض فقيه و مجتهد وجوب قضا است يا اعاده يا عدم وجوب است تفسير كرده‌اند عبادت را به اينكه هر عبادتى كه قضا و اعاده واجب نباشد برآن صحيح است يا وجوب ساقط شود تفسير نموده‌اند عبادت صحيح را به اين آثارى كه بيان نموديم و چون غرض متكلمين از عبادات حصول امتثال امر مولا است كه اين امتثال موجب مىشود عقلا استحقاق ثواب براى مكلف . از اين جهت عبادت صحيح را معنا نموده‌اند به آن چيزى كه موافق امر باشد يا موافق شريعت مقدسه باشد و چون اوامر در شريعت مقدسه انواع و اقسامى دارد از امر واقعى اولى يا امر ثانوى و ظاهرى از اين جهت نظر فقهاء مختلف است و اختلاف دارند در امر ثانوى و ظاهرى كه آيا مجزى از امر واقعى هست يا نه كما آنكه مفصلا در باب اجزاء اقسام او امر و مجزى بودن از واقع يا عدم اجزاء را بيان نموديم فراجع و عبادت به واسطه مطابقه بودن با امر اولى و ثانوى و ظاهرى مختلف است چون نظر مجتهدين مختلف است كه آيا امر ثانوى يا ظاهرى مجرى از واقع است يا نه كما آنكه در باب اجزاء گذشت پس صحت و فساد نسبت به نظر فقيه و متكلم فرق دارد و مختلف است از اين جهت مسقط و عدم مسقط فرق مىكند .