الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )
53
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )
خواهد بود . ( فانّه لا يبعد عدم استحقاق العقاب عليه مطلقا او فى بعض الموارد . . . ) در صورت اوّل تجرّى نه تنها قبح ندارد كه بر اثر عروض عنوان حفظ النبى ، داراى حسن مىباشد . صاحب فصول جهت تثبيت تفصيل مذكور ، استدلال مىنمايد و مىفرمايد : قبح تجرّى مانند قبح ظلم ذاتى نمىباشد و بلكه بر اثر وجوه و اعتبارات و عروض عناوين ، از لحاظ حسن و قبح مختلف مىشود : مثلا يقين حاصل نموده كه فلان شخص كافر است و واجب القتل مىباشد و تجرّى مىكند و او را بقتل نمىرساند و بعدا كشف مىشود كه مؤمن باتقوى بوده است بلاترديد مستحق مذمّت از لحاظ عمل نخواهد بود و هيچكس او را مستحق مذمت و عقاب نمىشناسد و واضحتر از مثال مزبور آنجائىكه كشف شود فلان شخص نبى و وصى بوده است كه در اين مورد عدم استحقاق عقاب متجرّى يك امر بديهى خواهد بود . ( الا ترى انّ المولى الحكيم اذا امر عبده . . . ) صاحب فصول مثال ديگرى را ذكر مىنمايد : اگر مولى حكيم و عاقل به عبدش دستور بدهد كه دشمنش چنين مشخّصاتى دارد و در هرجا با او مواجه شود بايد بقتل برساند و عبد با شخصى كه دارنده مشخّصات مورد نظر است مواجه گرديد و يقين حاصل كرد كه اين شخص دشمن مولى است و تجرّى كرد و او را بقتل نرساند و بعدا كشف گرديد كه او پسر مولى بوده است اگر مولى از اين ماجرا مطلع شود نه تنها عبد متجرّى را سرزنش و مذمّت نمىكند كه اظهار رضايت خواهد كرد در عين حالى كه اگر عبد او را بقتل مىرساند ، معذور بود . و يا مثلا مولى طريق و راه غير علمى جهت شناخت دشمن خود براى عبدش معرّفى مىنمايد مثلا مىگويد : اگر با معرفى و گزارش شخص مورد وثوق و اعتماد ، دشمن مرا شناختى ، فورا او را بقتل برسان شخص مورد وثوق براى عبد ، خبر داد كه فلان شخص دشمن مولى است و عبد تجرّى نمود و او را بقتل نرساند و كشف شد كه او پسر مولى