الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )

54

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )

بوده بلاترديد جناب مولى از تجرّى عبد مسرور و خوشحال مىشود . و ( هذا الاحتمال حيث يتحقّق عند المتجرّي . . . ) دفع از سؤال مقدر است و آن سؤال اين است كه آقاى عبد در همه مواردى كه طريق غير علمى برايش نصب شده است مىتواند طبق احتمال خلاف عمل كند و به ادلّه و طرق ظنّى عمل نكند چه آنكه در كليّه طرق ظنّى ، احتمال خلاف وجود دارد . ما حصل دفع اين است كه احتمال خلاف فقط در صورتى براى عبد مفيد است كه با واقع مصادف شود و اصابه احتمال با واقع يك امر تصادفى و اتفاقى مىباشد و در همه موارد طرق ظنّى ، وظيفه عبد به حكم عقل آنست كه به احتمال خلاف اعتنا نكند و طبق دليل ظنّى عمل نمايد و در صورت عمل كردن طبق دليل ظنّى يقين به سلامت و ايمنى از عقاب دارد و در صورت تجرّى و عمل نكردن برطبق دليل ظنّى ، يقين به سلامت و ايمنى از عذاب ندارد و لذا در همين مثال مذكور اگر آقاى عبد طبق طريق ظنّى عمل مىكرد و پسر مولى را بقتل مىرساند ، از نظر عقل و عقلاء منقاد و وظيفه‌شناس شناخته مىشد . ( و من هنا يظهر انّ التّجرّى . . . ) از اينكه تجرّى بسبب وجوه و اعتبارات متغيّر و متحول مىگردد ظاهر مىشود كه تجرّى بر حرام ، در مكروهات واقعى شديدتر و قبحش بيشتر است از تجرّى در مباحات واقعى . مثلا يقين دارد كه خوردن طعام در حال جنابت حرام است و تجرّى كرد و معلوم گرديد كه خوردن طعام در حال جنابت مكروه بوده است در اين فرض قبح تجرّى بيشتر است از تجرّى بر حرام در مباحات مثلا يقين دارد كه نگاه كردن به زنى كه قصد ازدواج با آن را دارد حرام است و تجرّى كرد و نگاه نمود و بعدا كشف شد كه نگاه كردن مباح بوده قبح تجرّى در اين فرض كمتر از صورت اوّلى خواهد بود . و همچنين تجرّى در مباحات ، قبح بيشترى دارد از تجرّى در مندوبات مثلا يقين حاصل كرد كه عجله كردن در دفن ميّت حرام است و تجرّى كرد و بعدا معلوم گرديد كه تعجيل در دفن ميّت مستحب است بلاترديد قبح تجرّى در اين فرض