الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
86
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
2 . مفهوم وصف موضوع بحث مقصود از وصف در اين بحث هر چيزى است كه بتواند قيد براى موضوع تكليف قرار گيرد - و ازاينرو شامل حال ، تمييز و مانند آنها نيز مىشود - به شرط آنكه موصوف آن در كلام ذكر شده باشد و اخصّ مطلق يا اخصّ من وجه از موصوف باشد ، چرا كه در غير اين صورت با انتفاى وصف ، موصوف نيز منتفى بوده زمينهاى براى انعقاد مفهوم وجود نخواهد داشت . شايان ذكر است كه دخول اخص من وجه در عنوان بحث نيز تنها نسبت به مورد افتراق موصوف از وصف است ، نه مورد افتراق وصف از موصوف . مثلا مفهوم جملهء « فى الغنم السائمة زكات ؛ در گوسفند صحراچر زكات است . » آن است كه « در گوسفند غير صحراچر ( معلوفه ) زكات نيست . » بنابراين ، مفهوم آن حكمى دربارهء مثلا شتر غير صحراچر يا شتر معلوفه ندارد . نظر صحيح در برخى موارد قرينهاى هست كه بر وجود و يا عدم وجود مفهوم براى وصف دلالت دارد . اين موارد از محلّ بحث بيرون بوده در آن به مقتضاى قرينه عمل مىشود . از جملهء قرائن بر عدم وجود مفهوم آن است كه وصف از اوصاف غالب افراد موصوف باشد . منشأ اختلاف در مفهوم وصف ، اختلاف در اين است كه آيا وصف قيد براى حكم است و حكم منوط به آن مىباشد - كه در اين صورت وصف داراى مفهوم خواهد بود - يا آنكه قيد براى موضوع حكم يا متعلق موضوع - بر حسب اختلاف موارد - است ، كه در اين صورت وصف داراى مفهوم نخواهد بود .