الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
251
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
شخصى ( غير مقصود به افهام ) ندارند ؛ مىگوييم : به عكس ، بناء عقلا تعميم داشته شامل حال او نيز مىشود . 3 . اگر مقصود آن باشد كه اين احتمال عقلا وجود دارد كه گوينده حكيم بر قرينهاى كه تنها نزد مقصود به افهام شناخته شده است ، اعتماد كرده باشد ، سخنى درست است اما ارتباطى با محل بحث ما نداشته زيانى بر حجيت ظهور وارد نمىسازد ، زيرا اساسا بناء عقلا بر حجيت ظواهر در مواردى است كه احتمال ارادهء خلاف ظاهر عقلا وجود داشته باشد ، آنگاه بناء عقلا اين احتمال عقلى را نفى مىكند . 4 . برفرض كه ظاهر را براى غير مقصود به افهام حجت ندانيم ، نتيجه تفاوتى نمىكند . اما نسبت به ظواهر قرآن كريم به خاطر آنكه تكاليفى كه آيات قرآن دربر دارد همهء مكلفان را شامل شده اختصاص به مشافهين ندارد و به همين دليل نبايد همراه قراينى باشد كه بر ديگران پوشيده است . و اما احاديث حاكى از سنت غالبا دربردارندهء تكاليف عمومى است و يا در آنها همگان مقصود به افهام مىباشند . در موارد خاصى كه مقصود به افهام خصوص مشافهين هستند ، به حكم قاعدهء اشتراك ، تكليف مستفاد از آن ، تعميم مىيابد . راوى نيز موظف است همهء قرائن دخيل در ظهور را بيان دارد . على تقدير تسليم الفرق فى حجية الظهور بين المقصود بالإفهام و بين غيره ، فالشأن كل الشأن فى انطباق ذلك على واقعنا بالنسبة إلى الكتاب العزيز و السنة : اما الكتاب العزيز ، فانه من المعلوم لنا ان التكاليف التى يتضمنها عامة لجميع المكلفين و لا اختصاص لها بالمشافهين . و بمقتضى عمومها يجب الا تقترن بقرائن تخفى على غير المشافهين .