عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

90

منازل السائرين ( فارسى )

الدرجة الثانية ؛ خوف المكر فى جريان الانفاس المستغرقة فى اليقظة المشوبة بالحلاوة . ترس از مكر الهى براى انفاس مستغرق در يقظه همراه با حلاوت . مكر الهى تنها عامل خوف‌انگيز در دل سالك است . به همين دليل سالك همواره بايد در بسترى از خوف و رجاء سلوك نمايد اگر خوف از مكر الهى در دل سالك نباشد ، رجا در قلب او بر خوف غلبه يافته و بيدار دلى سالك از دست مىرود و حالت يقظه بر هم مىخورد . لذا همان‌طور كه در كلام خواجه اشاره شده است ، خوف قرين يقظه است . در عين اين‌كه از حلاوت رجاء خالى نمىباشد . از سوى ديگر بيدارى خود لذّت بسيار دارد كه با از بين رفتن آن ، شيرينى نيز از دل ربوده مىشود . تلمسانى در اين ارتباط مىفرمايد : « به درستى كه اگر براى هركس بيداريى بدون غفلت حاصل شود و نفسش در آن مستغرق گردد . اين پديده براى او شيرين است . پس به درستى كه حضور در يقظه شيرين است و مسلما دارندهء اين مقام در ترس از مكر الهى به سر مىبرد ، پس بيم دارد كه اين شيرينى از او سلب شود و اين مرتبهء دوم خوف است » . خواجه مىفرمايد : ليس فى مقام اهل الخصوص وحشة الخوف إلّا هيبة الجلال و هى أقصى درجة يشار اليها فى غاية الخوف . در مرتبهء خواص ترسى در اين وادى وجود ندارد مگر جذبه هيبت جلال الهى و آن بالاترين مرتبهء ترس است كه به عنوان نهايت خوف به آن اشاره مىشود . همان‌طوركه خواجه قدّس سرّه اشاره كرده‌اند در اين وادى ترس‌هايى كه براى انسان‌هاى عادى وجود دارد ، براى خواص مطرح نمىباشد . چنانچه خداوند مىفرمايد : أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ . « 1 » آگاه باشيد كه مسلما براى دوستان خدا نه ترسى است و نه حزن و اندوهى . اين آيه خطاب به مؤمنينى است كه حقيقت ولايت الهى را در حق خودشان ادراك كرده‌اند ، لذا هر آنچه از جانب خدا از خوب و بد بر ايشان برسد در نزد آنها مطلوب و محبوب است لذا از حوادث واقعه هيچ ترس و اندوهى به خود راه نمىدهند .

--> ( 1 ) . يونس / 62 .