عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
547
منازل السائرين ( فارسى )
و اما الدرجة الثالثه فان لا يناسم رسمك سبقه . در درجهء سوم تحقيق آثار خلقى تو كه حادث است با رسوم حقى كه قديم است معارضه نكند . چرا كه امر حادث با تجلى قديم باقى نمىماند ، پس اگر در حال بقا بعد از فناى بالحقيقه تحقق يابد در اين حال حق را با حق مشاهده نمايد و رايحهاى كه شائبهاى از خلق داشته باشد نمىوزد و اين همان معنى قول بعضى از عرفا است كه از حضرت نبى صلّى اللّه عليه و إله شنيده شده است ، « خدا بود و چيزى همراه با او نبود » ايشان گفت الآن هم همانگونه است كه بوده يعنى با وجود او الآن خود را نبينى بلكه او در ازل واحد بوده است و اين معنى محقق شيخ است . « لا ترى انّك الآن معه ، بل هو وحده » . فتسقط الشهادات و تبطل العبارات و تفنى الاشارات در اين مرتبه سوم ، تحقيق است كه شهادات ساقط گشته عبارات باطل و اشارات فانى مىشوند . چرا كه وقتى غير او چيزى راهمراه او نبينى ، معنى شاهد و مشهودى باقى نمىماند ، چرا كه پيوسته شاهد غيرمشهود است . پس شهادتى باقى نماند . و معبّر و معبرى نيست ، در اين صورت عبارات باطل گردد . به قول مولوى : ما كه باشيم اى تو ما را جانِ جان * تا كه ما باشيم با تو در ميان ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفتهء ما مىشنود « 1 » براساس همين معناست كه در دعاى جوشن كبير مىخوانيم : يا من كلّ شىء كائن له . يا من كلّ شىء موجود به . « 2 » اى كه هرچيزى هست با او . اى كه هرچيزى موجود است با او .
--> ( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 601 و 610 . ( 2 ) . دعاى جوشن كبير ، فراز 38 .