عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

489

منازل السائرين ( فارسى )

اكرم صلّى اللّه عليه و إله است كه در سفرى به وقت قيلوله زير درختى فرود آمد . اصحاب و ياران همه با او فرود آمدند . سايهء درخت اندك بود ، خداوند متعال به قدرت خويش براى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله اظهار معجزه كرد ، به طورى كه سايهء درخت كشيده شد و همهء ياران و اصحاب او در سايهء آن درخت جاى گرفتند ، اما وجه باطنى اين آيه تخصيص قرابت و فريد كرامت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله است . زيرا حضرت موسى عليه السّلام در مقام مناجات طمع ديدار حق كرد و گفت : « ارنى انظر اليك » پاسخ آمد : « لن ترانى » و با مصطفى گفت : « الم تر الى ربّك » اى محمد ! آيا به پروردگارت نظر نكرده و يا نمىنگرى ؟ « 1 » حاج ملاهادى سبزوارى سايه را انسان كامل مىداند كه مظهر صفات خداوندى است . « 2 » پس همان‌طور كه سايه ما را به سوى آفتاب راهنمايى مىكند انسان كامل به عنوان ولى خدا سالكان را به سوى حق هدايت مىكند . جلال الدين مولوى هم سايه را اولياى خدا دانسته و مىگويد : كيف مد الظل نقش اولياست * كو دليل نور خورشيد خداست اندر اين وادى مرو بىاين دليل * لا احبّ الآفلين گو چو خليل « 3 » تفاوت چشم قلب با چشم روح : از بين سه چشم سّر ، قلب و روح عمدتا ديدهء قلب و روح مورد توجه خواجه بزرگوار است . فرق اين دو ديده در آن است كه ديدهء قلب قابل غبار گرفتن و تاريك شدن است ، در حالى كه ديدهء روح به دليل ا نجذاب به سوى حضرت احديت و درك قلهء عزت و عظمت حق هيچ‌گاه به تيرگى و ظلمت بازنگشت و از طرفى روح لطيفه‌اى ربّانى است « نفخت فيه من روحى » و محل تجلى وحدت حق است . به همين دليل روح انسانى از آفت كثرت و تفرقه منزّه است . مولوى با تفكيف روح انسانى از روح حيوانى مىگويد : تفرقه در روح حيوانى بود * نفس واحد روح انسانى بود چون‌كه حق رشّ عليهم نوره * مفترق هرگز نگردد نور او « 4 »

--> ( 1 ) . كشف الاسرار ، ج 7 ، ص 53 . ( 2 ) . شرح اسرار ، ص 27 . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 425 و 426 . ( 4 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 188 و 189 .