عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

41

منازل السائرين ( فارسى )

به قول مولوى : گفت يا رب توبه كردم زين شتاب * چون تو در بستى تو كن هم فتح باب تا سحر جمله شب آن شاه عُلى * خود همى گويد الست و خود بلى كو بلى گو ؟ جمله را سيلاب برد * يا نهنگى خود كُل را كرد و مرد رسته چون يونس ز معده آن نهنگ * منتشر گرديم اندر بو و رنگ خلق چون يونس مسبح آمدند * كاندر اين ظلمات پُر راحت شدند « 1 » ج ) عيب‌شناسى در طاعت عبد سالك بايد عيوب بندگى و طاعتش را بشناسد ، اگر ذوق و حركت و حلاوت در عبادت او نيست قطعا معايبى در نفس او وجود دارد كه بايد بشناسد اگر امراض نفس و معايب طاعت و بندگى را نشناسند در پايان عمر با خسران از دنيا مىرود . به قول مولوى اگر دهقانى گندم در انبارش ذخيره مىكند اما هر بار رجوع مىكند آثارى از آن‌ها در انبار نيست به دنبال سوراخ‌هايى مىگردد كه موش از آنجا رخنه كرده و ا نبان او را به غارت برده است : ما در اين انبار گندم مىكنيم * گندم جمع آمده گم مىكنيم خود نيانديشم آخر ما به هوش * كاين خلل در گندم است از مكر موش موش تا انبار ما حفره ز دست * ز آفتش ا نبان ما ويران شدست اول اى جان دفع شر موش كن * بعد از آن در جمع گندم كوش كن گرنه موشى دزد در انبار ماست * حاصل اعمال چل ساله كجاست « 2 » ؟ ! رجوع برحسب حال و انما يستقيم الرجوع اليه حالا بثلاثة اشياء : بالاياس من عملك ، و بمعاينة اضطرارك ، و شيم برق لطفه بك .

--> ( 1 ) . مثنوى ، دفتر ششم ، بيت 2295 تا 2305 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 377 تا 382 .